تشریح المطالب؛ شرح فارسی بر مکاسب - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٨٦٣ - مسئله چهارم مسابقه گذاردن در بازيهائى كه نصى بر جوازش نرسيده و عوضى نيز بر آن قرار نگذارند
قوله: انّه لا يجوز المسابقة: ضمير در « انّه » بمعناى « شأن » مىباشد.
قوله: فى المصارعة: يعنى كشتى گرفتن با يكديگر.
قوله: و ظاهر استدلاله: يعنى استدلال مرحوم علّامه در تذكره.
قوله: و هو جار فى غير المصارعة ايضا: ضمير « هو » به نهى برمىگردد.
قوله: و عن موضع آخر: يعنى و عن موضع آخر من التّذكرة.
قوله: المقلاع: بكسر ميم و سكون قاف فلاخن را گويند.
قوله: و المنجنيق: بفتح و كسر ميم هردو قرائت شده و آن وسيلهاى است كه بواسطهاش وزنههاى سنگين را برداشته و پرتاب مىكنند.
قوله: و فيه ايضا: ضمير در « فيه » به موضع آخر راجع است.
قوله: مناطحة الغنم: كلمه « مناحطه » شاخ زدن را گويند.
قوله: مهارشة الدّيك: مقصود از « مهارشه » حالتى است كه در خروس وقتى با خروس ديگر بجنگ و زد و خورد مىافتد ايجاد مىشود و آن اينستكه پرهاى گردن و بالش سيخ مىگردد.
قوله: قال و كذلك الخ: ضمير در « قال » به مرحوم علّامه راجع است.
قوله: و الصّولجان: همان چوگان را گويند.
قوله: و رمى البنادق: كلمه « بنادق » جمع « بندق » بضمّ باء بوده يعنى گلولههاى گلى توخالى.
قوله: و الجلاهق: عبارت اخرى براى « بنادق » است و بعضى گفتهاند:
بنادق گلولههاى گلى بوده و جلاهق گلولههاى فلزى مىباشد.
قوله: و جوّزه بعض الشّافعية: ضمير منصوبى در « جوّزه » به مسابقه « بما لا ينتفع به فى الحرب» راجع است.
قوله: و ليس بجيّد: ضمير در « ليس » به تجويز بعض الشّافعيّه راجع است.
قوله: انتهى: يعنى انتهى كلام مرحوم علّامه در تذكره.
قوله: و استجوده فى الكفاية: ضمير منصوبى در « استجوده » به جواز راجع است.
قوله: و تبعه بعض من تأخّر عنه: ضمير منصوبى در « تبعه » و ضمير مجرورى در « عنه » به صاحب كفاية يعنى مرحوم سبزوارى عود مىكند.