تشریح المطالب؛ شرح فارسی بر مکاسب - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٧٩١ - استظهار مرحوم مصنف
از اين گذشته در روايتى از امام باقر عليه السّلام در تفسير آيه مضمونى وارد شده كه مرحوم طبرسى در مجمع البيان آنرا اينطور حكايت كرده:
خداوند متعال از فحش و ناسزا در مقام انتصار بىزار بوده و آنرا دوست ندارد مگر كسيكه مظلوم باشد لذا بر وى باكى نيست در مقام انتصار بر عليه ظالم بچيزى متمسّك شود كه متوسّل شدن بآن در دين جايز است.
سپس مرحوم طبرسى در كتاب مجمع البيان فرموده:
و نظير حديث مذكور است اين آيه:
و انتصروا من بعد ما ظلموا ( كمك مىجويند پس از آنكه مظلوم واقع شدند).
يعنى از اين آيه نيز همچون حديث استفاده مىشود كه مظلوم مىتواند در مقام انتصار متمسّك بچيزى شود كه توسّل بآن جايز است.
سپس مرحوم مصنّف مىفرمايند:
آنچه از تأييدات كه بعد از آيه ذكر نموديم هيچكدام شايستگى ندارند براى اينكه بواسطهاشان از مقتضاى اصلى كه به ادلّه عقليّه و نقليّه ثابت شده است خارج شويم و لازمه آن اينستكه تنها بر موردى كه اميد است ظلم تدارك و جبران شود اكتفاء گردد لذا اگر ظلم قابل تدارك نباشد فائدهاى در هتك ظالم نبوده و بدين ترتيب تظلّم مظلوم و بدگوئى وى از ظالم نبايد جايز باشد.
و همچنين است اگر فعلى را كه فاعل مرتكب شده ظلم نباشد بلكه از قبيل ترك اولى بحساب آيد يعنى در اينصورت نيز شخص نمىتواند لسان طعن بر فاعل گشوده و بدگوئى وى را نزد ديگران بنمايد اگرچه از پارهاى اخبار ظاهر مىشود كه شكايت نمودن در اينمورد نيز جايز است:
از كتاب كافى و تهذيب بسندشان از حمّاد بن عثمان نقل شده:
مردى محضر امام صادق عليه السّلام مشرّف شد و از يكى از صحابه آنجناب نزد حضرتش شكايت كرد، طولى نكشيد كه شخص مورد شكايت حاضر شد، امام عليه السّلام بوى فرمودند:
با فلانى چه كردهاى كه شكايت تو را نزد من نمود؟
عرض كرد: شكايت من را نموده چون حقّم را از وى مطالبه كردهام.