تشریح المطالب؛ شرح فارسی بر مکاسب - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٧٢٩ - مقاله مرحوم مصنف
الف: آنكه منظورش از « مستور » مستور و مخفى از حيث صفت گفته شده باشد باينمعنا صفتى را كه متكلّم بازگو كرده و با بيان خويش آشكارش نموده و ديگران را از آن مطّلع ساخته قبلا و پيش از اظهار وى مخفى بوده و با بيان او آشكار گرديده، در اينصورت كلام صاحب صحاح با اخبار موافق مىباشد.
ب: مقصود از « مستور » مستور در مقابل متجاهر باشد يعنى در غيبت شرط است كه عيب بازگوشده در شخص باشد كه تجاهر بآن نداشته و علنى مرتكب آن نگردد، در اينفرض محتمل است كلام او با اخبار موافقت داشته همانطوريكه احتمال مخالفتش نيز مىباشد.
ملخّص كلام در مقام بحث
و ملخّص كلام در مقام بحث اينستكه:
از مجموع ادلّه و بياناتى كه در اينمقام وارد شده اينمعنا بدست مىآيد كه شيئ بازگوشده اگر نقص و عيب نباشد پس ذكر شخص و مطرح كردنش غيبت نيست اگرچه وى معتقد باشد كه مطلب گفتهشده نقص و عيب در حقّش محسوب مىگردد نظير اينكه از شخص نفى اجتهاد كنند در حاليكه بحسب واقع نيز مجتهد نباشد اگرچه او خود را صاحب اجتهاد دانسته و در نتيجه نفى اجتهاد را در حقّ خويش نقص و عيب پندارد.
بلى البتّه ممكنست امر گفتهشده از جهت ديگر حرام بوده مثل اينكه از باب ايذاء محكوم بحرمت باشد و اين مطلب ديگرى است غير از حرمت از باب غيبت.
و اگر مطلب گفتهشده بحسب حال مغتاب و با در نظر گرفتن موقعيّت وى نقص شرعى يا عرفى محسوب شود، در اينفرض از دو حال خارج نيست:
الف: آنكه نقص مزبور عيبى باشد كه از نظر سامع مخفى باشد بطورى كه مغتاب (شخص غيبتشده) از ظهور و بروز آن استنكاف داشته و نخواهد مردم از آن مطّلع گردند در صورتيكه قائل و متكلّم، كلام مزبور را به قصد تنقيص و تعييب مغتاب گفته باشد قدر متيقّن و فرد قطعى غيبت همين مورد است ولى اگر قائل قصد تنقيص نداشته و آنرا به دواعى ديگرى بازگو كرده على الظّاهر اظهار عيب غائب