شرح المنظومة ت حسن زاده آملي - السبزواري، الملا هادي - الصفحة ٥١ - مقايسه مبادى ما بعد الطبيعى(اصول پيشين متافيزيكى) و اخلاقى(اصول پيشين ارزشى) حاكم بر علوم تجربى بين طبيعى دانان مسلمان و طبيعت شناسان جديد
بعدى علم پختهتر و منقح و كاملا مضبوط گرديد.
شعارهاى تند و بىپرواى تجربهگرايى به مرور، تعديل و مرزهاى آن بهتر شناخته شد. البته ما در صدد بيان شكلگيرى فلسفه علم و مسائل آن نيستيم زيرا از حوصله اين بحث خارج است. لذا فقط آن دسته از مسائلى را كه به نحو مستقيم با بحث ما ارتباط دارد مطرح مىنماييم.
تا قرن گذشته، تصور مىشد كه قوانين تجربى و يا علمى، تنها منعكس كننده و در بر گيرنده واقعيات جارى و حاكم بر طبيعت، و يا روابط پديدهها را به طور خالص و در كمال بىطرفى تبيين و تشريح مىكنند و ديدگاههاى متافيزيكى و مبانى اخلاقى و فرهنگى و اجتماعى شخص دانشمند و يا جامعه عالمان طبيعت شناس، در تئوريهاى علمى ارائه شده از سوى آنان هيچ گونه دخل و تصرّفى ندارند.<![if !supportFootnotes]>[٥٧]<![endif]>
اما به تدريج اين موضع فكرى دگرگون و به ضد آن مبدّل گشت. با بحثها و تحقيقات فراوان دريافتند كه كليه عوامل فوق و دهها عامل پيدا و پنهان ديگر در پيدايش يك تئورى تجربى و اثبات و تفسير آن دخالت دارند كه لحاظ نمىشوند.
هر گزاره تجربى (از پيدايش تا اثبات) مىبايست مراحل مختلفى را طى كند تا به عنوان يك قانون تجربى شناخته شود و آن عبارت است از: مرحله پيدايش و طراحى، مرحله گرد آورى شواهد، مرحله تصميم و گزينش يك تئورى از ميان دهها تئورى رقيب يا انتخاب وجهى از وجوه واقعيات حاكم بر يك پديده طبيعى، مرحله ايجاد شرايط تحقق آزمون، مرحله اثبات يا ابطال نتيجه آزمون، و نهايتا