شرح المنظومة ت حسن زاده آملي - السبزواري، الملا هادي - الصفحة ٤١ - ج - دوره احيا و زوال مجدد(قرون وسطى از ١٠ تا ١٥ ميلادى)
قبل از آشنايى غربيان با آثار حكماى مسلمان نمىيابيم. جنگهاى صليبى و خاموشى كليه علوم در غرب از جمله علل روى آوردن غربيان به فرهنگ و تمدن شرق و ترجمه آثار مسلمين در ابتداى قرون وسطى بود. فيلسوفان مهمى كه حلقه واسط (قرون وسطى) ما بين فلسفه يونان باستان تا عصر رنسانس را تشكيل مىدهند به تعداد انگشتان دست هم نمىرسد، علاوه بر آن كه بيشترشان گرايشات كلامى داشتند تا فلسفى، مانند: قديس سنت آنسلم (١٠٣٣- ١١٠٩ م)، پتر آبلار (١٠٧٩- ١١٤٢ م)، سن برنار (١٠٩١- ١١٥٣ م)، توماس آكوئيناس (١٢٢٥- ١٢٧٤ م)، دنس اسكاتوس (١٢٦٥- ١٣٠٨ م) و ويليام اكام (١٢٨٠- ١٣٤٩ م).
فيلسوفان مذكور بيشتر شارح و مفسر آراء ارسطو و افلاطون بودند<![if !supportFootnotes]>[٣٩]<![endif]> و آشنايى آنان با فلسفه يونان بيشتر از طريق ترجمه آثار حكيمان مسلمان مانند:
فارابى، ابن سينا، غزالى، ابن رشد، ابن ميمون (٥٣٠- ٦٠١ ه. ق) و ابن جبرول<![if !supportFootnotes]>[٤٠]<![endif]> (٤١٢- ٤٦٢ ه. ق)، در چند مرحله صورت گرفت<![if !supportFootnotes]>[٤١]<![endif]>. آنان فاقد ابتكار و نو آورى لازم و چشمگيرى بودند. اربابان كليسا كه- به دليل ناسازگارى با دين- قبلا فلسفه را تحريم كرده بودند پس از آشنايى با بخش محدودى از آثار متفكران اسلامى كه توفيق وحدت بين فلسفه و شريعت را چندين قرن قبل يافته بودند،<![if !supportFootnotes]>[٤٢]<![endif]> ابتدا جواز مطالعه و تدريس آثار و شروح فلسفى مسلمين بر فلسفه يونان را صادر كردند، اما با گذشت زمان اندكى، در برابر آراى فلسفى و عقلى مسلمين هم تاب