شرح المنظومة ت حسن زاده آملي - السبزواري، الملا هادي - الصفحة ٣٧ - ب - مرحله ركود و تحريم فلسفه
مقدس و كشيشان و آباء كليسا قرار گرفت. ساختار تعاليم و آموزههاى مسيحى، عقل ستيز و ضد علم و آگاهى بوده و تن به هيچ نظام واحد عقلى نداده و نمىدهد زيرا منطوق و نصوص كتاب مقدس به طور عام، عليه فلسفه و حكمت يونان و فلاسفه يونانى، موضعگيرى و آن را تقبيح و تحريم نموده و راه هر گونه توجيه و تفسير و تخصيص را مسدود كرده است. در اينجا ما به دو نمونه از متن كتاب مقدس [عهد جديد] اكتفا و استشهاد مىنماييم:
در رساله اول پولس رسول به قرنتيان از باب اوّل (٢٠- ٢٧) چنين آمده:
«مكتوبست (مقدر است) حكمت حكما را باطل سازم و فهم فهيمان را نابود گردانم. كجا است حكيم، كجا كاتب، كجا مباحث اين دنيا، مگر خدا حكمت جهان را جهالت نگردانيده است، زيرا كه چون بر حسب حكمت خدا جهان از حكمت خود به معرفت خدا نرسيد، خدا بدين رضا داد كه به وسيله جهالت موعظه ايمان داران را نجات بخشد، چون كه يهود آيتى مىخواهند و يونانيان طالب حكمت هستند. لكن ما به مسيح مصلوب وعظ مىكنيم كه يهود را لغزش و امّتها را جهالت است. لكن دعوت شدگان را خواه يهود و خواه يونانى مسيح قوت خدا و حكمت خداست، زيرا كه جهالت خدا از انسان حكيمتر است و ناتوانى خدا از مردم تواناتر، زيرا اى برادران دعوت خود را ملاحظه نماييد كه بسيارى به حسب جسم حكيم نيستند و بسيارى شريف نى، بلكه خدا جهّال جهان را برگزيد تا حكما را رسوا سازد».<![if !supportFootnotes]>[٢٩]<![endif]>
و نيز در رساله پولس رسول به كولسئيان از باب دوم، آيه ٨ آمده است:
«با خبر باشيد كه كسى شما را نربايد به فلسفه و مكر باطل»<![if !supportFootnotes]>[٣٠]<![endif]> اين دوره، در واقع، حلقه مفقودهاى است كه به صورتى بسيار سؤال برانگيز و مبهم با سكوت معنا دار و موذيانه مورخان مواجه شده است، كه با تردستى