شرح المنظومة ت حسن زاده آملي - السبزواري، الملا هادي - الصفحة ٣٣ - ج - دوره اوج گيرى و تكامل فلسفه اصيل اسلامى
محدّث، مفسرى اديب و شاعر، عارفى كامل و واصل به بركت فيوضات الهى و با سر انگشتان معجزهگر و نبوغ بىهمتايش، اين خواسته تاريخ را در نيمه اول قرن يازدهم هجرى اجابت گفت.
صدر المتألهين شيرازى (٩٧٩- ١٠٥٠ ه. ق)- حشره اللّه مع الانبياء و الأولياء- به همه مخاصمات تاريخى و علمى با تبحرى خاص و از طريق رفع و جبران نقاط ضعف هر سه جريان و با تكيه بر معارف اصيل اسلامى و آيات و روايات مأثور از ائمه معصومين (ع) و الهام قدسى به شيوه كاملا علمى و برهانى پايان داد.
ملا صدرا چندين كار اساسى انجام داد: حفظ محوريّت شريعت در مباحث فلسفى و عرفانى، پر نمودن خلأ علمى و درونى هر يك از نظامهاى فلسفى مشاء و اشراق، مانند اثبات معاد جسمانى از طريق استدلال و برهان- كارى كه هرگز ابن سينا موفق به آن نشد-، اثبات اصالت وجود- كه هم مشكل مشائين و هم اشراقيين بود-؛ تشكيكى نمودن وجود يا درجه بندى و مراتب وجود بر حسب شدت و ضعف و ارتباط منطقى بين مراتب عالم جسم و نفس و روح، اثبات حركت جوهرى، برهانى نمودن عرفان نظرى و بسيار موارد ديگر و سرانجام از همه مهمتر آنكه چهار مكتب: مشاء، اشراق، عرفان و شريعت را در يك نظام و ارگانيسم واحد تقرر بخشيد.
بنا بر اين همان طور كه ملاحظه شد تغيير بنيادين مشارب گوناگون فلسفى و عرفانى به يك پيكره واحد خاص و منضبط و حاكميت كامل روح دينى بر آن به صورت كاملا علمى و دقيق و نه به صورت جبرى و تصنّعى، نفى هر نوع اتهام يونانى مآبى از ساحت فلسفه اسلامى را به دنبال دارد. منتقدين بايستى منظور خود را كاملا واضح و آشكارا بيان كنند كه منظور از فلسفه اسلامى، كدام فلسفه را مىگويند سينوى، اشراقى، صدرايى و يا چه چيز ديگرى! و اينكه كدام جزء و يا بخش از اين فلسفه با فلسفه يونان يكى است و سپس اشكالات آن را تبيين