شرح المنظومة ت حسن زاده آملي - السبزواري، الملا هادي - الصفحة ٣٤ - ج - دوره اوج گيرى و تكامل فلسفه اصيل اسلامى
كنند<![if !supportFootnotes]>[٢٥]<![endif]>. ظلمى بالاتر از اين نيست كه زحمات چندين قرنه فلاسفه اسلامى را ناديده بگيريم و بدون تحقيق و اشراف كامل (هم بر فلسفه يونان و هم بر فلسفه اسلامى به صورت كاملا تخصصى) بر تلاش هزار ساله آنان، مطالب ناصوابى را به زبان يا قلم بياوريم و يا بر گفتار و نوشتار ديگران صحّه بگذاريم.
پس از دوران ملا صدرا، حكماى بسيار ارجمندى با آثار علمى خود به شرح و بسط حكمت متعاليه همّت گماشتند كه تا عصر ما ادامه يافته و جانهاى تشنه را همچنان سيراب نمودهاند.
از اواخر عصر صفويه تا پايان دوران خاندان منحوس پهلوى، ايران اسلامى از هر لحاظ عرصه تاخت و تاز پادشاهان عياش و بىلياقت و يا استعمارگران و دشمنان خارجى قرار گرفت، از لحاظ جغرافيايى بسيار كاسته و تجزيه شد، از بعد اقتصادى كاملا تحليل رفت و فقر و سستى مالى بر آن حاكم گرديد. قواى نظامى صرف ندانم كاريهاى جاه طلبانه سلاطين جور گشت و به طور كلى كشور ما از كاروان تمدن و فرهنگ و پيشرفت علمى جهانى، در تمام زمينهها عقب ماند.
بسيارى از عالمان و مراكز علمى به دست سفّاكان حاكم روزگار نابود گرديدند و قدر و منزلتى براى علم و عالمان باقى نماند.
طبيعى است كه چنين فضاى راكد علمى و اجتماعى و فرهنگى- كه حدود بيش از چهار قرن بر كشور ما حاكم بوده است- بر تمام شئونات جامعه ما اثر مىگذارد و صد البته كه فلسفه اسلامى نيز از اين جوّ بىنصيب نماند و از رشد