شرح المنظومة ت حسن زاده آملي - السبزواري، الملا هادي - الصفحة ٢٧ - ب - دوران شرح و بسط و نقادى و آغاز شكل گيرى و تكوين فلسفه اسلامى
مقارنه جزء به جزء، ارزش اجتهاد و نوآوريهاى فلسفى او، به تناسب زمان خودش و حكماى گذشته و معاصر با وى، در جهان آن روز مشخص و ارزيابى شود.
متأسّفانه اساتيد فلسفه و محققان ما در اين زمينه كوتاهى كردهاند و اين كمبود همچنان احساس مىشود. مخالفان و موافقان ابن سينا هيچ كدام تا كنون به شيوه علمى و تحقيقى بر اساس تمام آثار موجود او بحث ننمودهاند. هنوز بسيارى از آثار خطى ابن سينا احيا نشده است و اوّلين گام، گردآورى و تنظيم مجموعه آثار او به سبك علمى و منقح است. ثانيا آثار حكماى قبل و بعد و معاصر او نيز بايستى به همان نحو در اختيار باشد تا جايگاه دقيق علمى او كاملا روشن شود. مضاف بر آنكه آثار مبسوط وى مانند: الانصاف و حكمت مشرقيه در چنبره حوادث گوناگون نابود گرديده است. تا جايى كه نگارنده تحقيق نموده است، مشكل بتوان چهره منظم و واحدى از آراى ابن سينا ارايه داد. آراى او پيرامون يك موضوع خاص، مانند علم الهى، بعضا متفاوت و گاه متناقض و متضاد است.
بعضى از مبانى فلسفى او با حكمت مشاء و بعضى با اشراق و حتى بعضى با عرفان و تصوف سازگار است. به هر حال جولان فكرى و تراوشات ذهنى او بسيار زياد است. او مباحث منحصر به فرد فراوانى را به علم منطق و فلسفه و رياضى و طبيعيات افزوده كه تنها متعلق به خود اوست و قبلا سابقه نداشته است، كه ذكر تمامى آنها در اين مجال نمىگنجد؛ اميدواريم كه روزى اين كار تحقق پذيرد.
امّا از زاويه تأثير حكمت يونانى بر انديشه فلسفى ابن سينا، بايستى خاطر نشان سازيم كه بنا به گفته خود وى، او در صدد تدوين مكتب فلسفى خاصى بوده به نام حكمت مشرقيه در برابر حكمت مغربيه (يونان). در اينجا ما به مقدمه خود نوشت او كه بر كتاب حكمت مشرقيه- كه متأسفانه تنها بخش منطق آن باقى مانده- اكتفا مىكنيم كه بسيار عبرت آموز و حسرت برانگيز است. وى در مقدمه كتاب منطق المشرقيين چنين مىگويد: