پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٧٩٢ - شرح و تفسير ادامه اندرزها
باشد، در سكوت، سلامت از لغزشهاست». [١]
در حديث ديگرى امام صادق عليه السلام از رسول خدا صلى الله عليه و آله چنين نقل مىكند كه فرمود:
«الصَّمْتُ كَنْزٌ وَافِرٌ وَزَينُ الْحَلِيمِ وَسِتْرُ الْجَاهِلِ؛
سكوت گنج بزرگى است و زينت افراد عاقل و پوششى براى جاهل است». [٢]
در نكوهش پرگويى و كثرت كلام نيز روايات فراوانى نقل شده است؛ از جمله در بابى كه در ميزان الحكمة تحت عنوان «النهى عن كثرة الكلام» آمده از اميرمؤمنان عليه السلام مىخوانيم:
«مَنْ أكْثَرَ أهْجَرَ وَمَنْ تَفَكَّرَ أبْصَرَ؛
كسى كه پرگو باشد هزيان مىگويد و كسى كه (سكوت و) تفكر كند بينا مىشود». [٣]
آنگاه امام عليه السلام در ادامه كلام خود به مسائل مهمى از اخلاق اسلامى اشاره مىكند و در هشتمين نكته مىافزايد: «كسى كه به عيوب مردم بنگرد و آن را بد شمرد ولى براى خويش آن را خوب بداند، احمق واقعى است»؛
(وَمَنْ نَظَرَ فِي عُيُوبِ النَّاسِ، فَأَنْكَرَهَا، ثُمَّ رَضِيَهَا لِنَفْسِهِ، فَذلِكَ الْأَحْمَقُ بِعَيْنِهِ)
. دليل بر احمق واقعى بودن او روشن است، زيرا از يكسو كارهايى را بر ديگران عيب مىگيرد كه مفهومش تنفر از آن كارهاست و از سويى ديگر همان كارها جزء برنامه زندگى اوست كه مفهومش علاقهمندى به آن است؛ يعنى در آنِ واحد دو چيز متضاد را در درون فكر خود جمع كرده است: خوب دانستن چيزى و بد دانستن همان چيز، و اين كار جز از احمقان انتظار نمىرود.
البته كم نيستند كسانى كه به اينگونه تضادها گرفتارند؛ مال مردم را مىبرند و آن را كار خوبى مىپندارند؛ ولى اگر مالش را ببرند داد و فرياد برمىآورد كه اين مسلمانى نيست. ديگران را به دليل غصب اموال همنوعان، نامسلمان مىشمرد و خودش نيز غاصب است و در عين حال مسلمان! و امثال آن كه همگى طبق
[١]. غررالحكم، ص ٢١٦، ح ٤٢٦٤
[٢]. بحارالانوار، ج ٦٨، ص ٢٩٤.
[٣]. نهجالبلاغه، نامه ٣١، وصيت اميرمؤمنان به فرزندش امام حسن عليهما السلام