پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٥١ - شرح و تفسير به خودت ضرر مىزنى
روز جنگ جمل مهار شتر عايشه را در دست داشت. «مالك اشتر» براى جنگ با او آماده شد. ابن زبير مهار ناقه را رها كرد و به سوى مالك آمد. آنها با هم به جنگ پرداختند و هر دو بر زمين افتادند؛ ولى مالك اشتر گلوى ابن زبير را گرفته بود. ابن زبير فرياد مىزد: بياييد من و مالك، هر دو را به قتل برسانيد. اشتر مىگويد: من از اين خوشحال شدم كه نام مرا به عنوان «مالك» برد (كه مردم چندان با آن آشنا نبودند) اگر گفته بود «اشتر»، مردم مىريختند و ما هر دو را مىكشتند. به خدا قسم از حماقت «ابن زبير» تعجب كردم كه فرياد مىزد: من و او هر دو را به قتل برسانيد؛ در حالى كه قتل هر دو نفر سودى به حال او نداشت.
من او را رها كردم و فرار كرد در حالى كه زخم عميقى در يك طرف از صورت خود برداشته بود. [١]
[١]. شرح نهجالبلاغه علّامه شوشترى، ج ١٤، ص ٥٧٤ به نقل از جمل شيخ مفيد