پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٥٨ - نكته بلاى «تسويف»
نامهها و كلمات قصار، شكايت امام عليه السلام را از مردم زمان خود مشاهده مىكنيم تا آنجا كه در خطبه قاصعه (خطبه ١٩٢) مىفرمايد:
«أَلا وَإِنَّكُمْ قَدْ نَفَضْتُمْ أَيْدِيَكُمْ مِنْ حَبْلِ الطَّاعَةِ وَثَلَمْتُمْ حِصْنَ اللَّهِ الْمَضْرُوبَ عَلَيْكُمْ بِأَحْكَامِ الْجَاهِلِيَّةِ؛
به هوش باشيد كه شما دست از ريسمان اطاعت الهى برگرفتهايد و با تجديد رسوم جاهليت دژ محكم الهى را دَرهم شكستهايد».
سپس ادامه مىدهد:
«وَاعْلَمُوا أَنَّكُمْ صِرْتُمْ بَعْدَ الْهِجْرَةِ أَعْرَاباً وَبَعْدَ الْمُوَالاةِ أَحْزَاباً مَا تَتَعَلَّقُونَ مِنَ الْإِسْلامِ إِلَّا بِاسْمِهِ وَلا تَعْرِفُونَ مِنَ الْإِيمَانِ إِلَّا رَسْمَهُ؛
بدانيد شما پس از هجرت (از كفر به ايمان) همچون اعراب جاهليت شدهايد و بعد از اخوت و اتحاد و الفت، به گروههاى پراكنده تقسيم گشتهايد، از اسلام، به نام آن اكتفا كرده و از ايمان جز تصور و ترسيمى نمىشناسيد».
سرچشمه همه اين مصائب و بدبختىها انحرافاتى بود كه در مسئله خلافت واقع شد، بهويژه در عصر خليفه سوم كه بيتالمال به شكل كاملًا نادرستى تقسيم مىشد و مقامات مهم جمهورى اسلامى آن زمان، به افراد نالايق و ناصالح سپرده شد. فتوحات، غنائم زيادى را نصيب مسلمانان كرد و گروهى مست مال و ثروت شدند و كارشان به جايى رسيد كه جاهلان، غرق گناه گشتند و عالمان، بىاراده و فاقد تحرك، و همان شد كه امام عليه السلام در كلام حكيمانه بالا در جمله كوتاهى آن را آورده است.
به يقين، اين وضع مخصوص مردم آن زمان نبود، بلكه در هر زمان ديگر در شرايط مشابه روى مىدهد؛ جاهلان، غرق گناه مىشوند و عالمان، فاقد احساس مسئوليت. و در عصر و زمان ما نيز اين مسئله كم و بيش نمايان است.
نكته بلاى «تسويف»
يكى از خطرناكترين وسوسههاى نفس و شيطان مسئله تسويف است؛