پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٩٦ - شرح و تفسير جستوجوگران حقيقتطلب و عالمان بهانهجو
موضعگيرى كردهاند و سپس به سراغ عالمى مىروند و از او سؤال مىكنند، به يقين هر آنچه را برخلاف ميل آنها باشد نخواهند پذيرفت يا در آن ترديد مىكنند. به عكس، كسى كه تصميمگيرى خاصى درباره مسائل نكرده و براى حل مشكلات خود به سراغ عالم مىرود تا پردههاى جهل و نادانى را كنار زده او را به حقيقت امر آگاه سازد چنين جاهلى شبيه به عالم است و آن عالمِ بهانهجوى بيراههرو شبيه جاهل، چون هرگز حرف حق را كه برخلاف تمايلات اوست نمىپذيرد.
علامه مجلسى رحمه الله در جلد ١٠ بحارالانوار، بابى تحت عنوان سؤالات مردم شامى از اميرمؤمنان عليه السلام در مسجد كوفه بيان كرده و كلام شريف بالا را به صورت بسيار مبسوطى ذكر كرده است. از امام حسين عليه السلام نقل مىكند كه اميرمؤمنان على عليه السلام در مسجد جامع كوفه بود، مردى شامى برخاست و سؤالاتى از آن حضرت كرد (و چون قرائن نشان مىداد هدفش رسيدن به حق نيست بلكه منظورش امتحان و بهانهجويى است) امام عليه السلام فرمود: براى درك حقايق سؤال كن نه براى بهانهجويى و به زحمتافكندن. در اينجا چشمهاى مردم به سوى اين صحنه متوجه شد. آن مرد شامى عرض كرد: به من خبر ده اولين چيزى كه خدا آفريد چه بود؟ فرمود: اولين مخلوق خدا نور بود. آنگاه سؤالاتى درباره آفرينش كوهها و ناميده شدن مكه به «امالقرى» و طول ماه و خورشيد و جزر و مد و اسم واقعى ابليس در آسمانها و چگونگى ناميده شدن آدم به آدم و دو برابر بودن ارث مرد نسبت به زن و مقدار عمر حضرت آدم و اولين كسى كه شعرى سرود و سؤالات زياد ديگرى از اين قبيل پرسيد كه مرحوم علامه مجلسى آن را در حدود هشت صفحه ذكر كرده است. [١]
[١]. بحارالانوار، ج ١٠، ص ٧٥- ٨٣، ح ١