پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٩٢ - ٢٨٩ و قال عليهالسلام كَانَ لِي فِيمَا مَضَى أَخٌ فِي اللَّهِ وَكَانَ يُعْظِمُهُ فِي عَيْنِي صِغَرُ الدُّنْيَا فِي عَيْنِهِ
مىيافت زياد مصرف نمىكرد. بيشتر اوقات زندگانىاش ساكت بود و (در عين حال) اگر سخنى مىگفت بر گويندگان چيره مىشد و عطش سؤال كنندگان را فرو مىنشاند. (به دليل نهايت تواضع بر حسب ظاهر) انسان ضعيفى بود و مردم نيز او را ضعيف مىشمردند؛ ولى هرگاه كار مهم و جدى به ميان مىآمد همچون شير بيشه مىخروشيد و مانند مار بيابانى به حركت درمىآمد. پيش از حضور در مجلس داورى، دليلى اقامه نمىكرد. هيچكس را نسبت به كارى كه انجام داده، در آنجا كه امكان داشت عذرى داشته باشد ملامت نمىكرد تا عذر او را بشنود. او هرگز از درد خود جز هنگام بهبودى شكايت نمىكرد. همواره سخنى مىگفت كه خود انجام مىداد و چيزى را كه انجام نمىداد نمىگفت. اگر در سخن گفتن مغلوب مىشد هرگز در سكوت، كسى بر او غلبه نمىيافت. او بر شنيدن حريصتر بود تا گفتن. او چنان بود كه هرگاه دو كار برايش پيش مىآمد انديشه مىكرد كه كدام به هوا و هوس نزديكتر است، با آن مخالفت مىورزيد. (و آن را كه خلاف هواى نفس بود مقدم مىشمرد، اگر مىخواهيد راه سعادت و نجات را پيدا كنيد) بر شما باد كه اين صفات را تحصيل كنيد، پيوسته با آن باشيد و از يكديگر در داشتن آنها سبقت بگيريد و اگر نمىتوانيد همه آنها را انجام دهيد (به مقدار توان انجام دهيد) و بدانيد انجام دادن مقدار كم بهتر از ترك بسيار است. [١]
[١]. سند گفتار حكيمانه:
اين گفتار حكيمانه در كتابهاى فراوانى قبل و بعد از سيّد رضى رحمه الله آمده است؛ ولى جمعى آن را از اميرمؤمنان على عليه السلام نقل كردهاند و جمع ديگرى از حسن بن على عليه السلام. مرحوم كلينى در اصول كافى آن را امام حسن عليه السلام نقل مىكند (به صورتى مبسوطتر) همچنين ابن شعبه حرانى در تحف العقول و نيز ابن قتيبه در عيون الاخبار و همه اينها پيش از مرحوم سيّد رضى مىزيستند. نيز خطيب بغدادى پيش از آنها در كتاب تاريخ بغداد از امام حسن عليه السلام نقل كرده است. و زمخشرى در ربيع الابرار آن را از اميرمؤمنان عليه السلام آورده است و از كلام ابن ابىالحديد در شرح نهجالبلاغه چنين برمىآيد كه نسبت اين سخن به اميرمؤمنان عليه السلام مشهور و معروف بوده است. (در غررالحكم نيز از امام اميرمؤمنان عليه السلام نقل شده است). (مصادر نهجالبلاغه، ج ٤، ص ٢٢٧).
اين كلام خواه از اميرمؤمنان على عليه السلام نقل شده باشد يا از امام مجتبى عليه السلام از يك سرچشمه زلال نشأت گرفته و قاعدتاً امام مجتبى آن را از پدرش اميرمؤمنان عليهما السلام شنيده است. شاهد اين سخن كلامى است كه مرحوم طبرسى نويسنده كتاب مشكاة الانوار آورده است او مىگويد: اين سخنى است از اميرمؤمنان كه امام حسن عليهم السلام در يكى از خطبههايش آن را بيان فرمود. (مشكاة الانوار، ص ٤٢١).
از آنچه در بالا آمد روشن مىشود كه سخن مرحوم شوشترى در شرح نهجالبلاغه خود (ج ١٢، ص ٤٦٧) كه مىگويد: تمام علماى شيعه و اهل سنت متفقند كه اين كلام از امام حسن مجتبى عليه السلام است، سخن صحيحى به نظر نمىرسد و اين گفتار از مرد محققى مانند ايشان كه احاطه وسيعى به كلمات داشته است غير منتظره است