پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٧٩٣ - شرح و تفسير ادامه اندرزها
فرموده امام عليه السلام در زمره احمقان واقعىاند.
بر اين اساس، عاقل واقعى در مكتب اميرمؤمنان على عليه السلام كسى است كه هيچگونه تضادى در ميان افكار و رفتارش وجود نداشته باشد؛ آنچه را بد مىداند براى همه حتى براى خودش بد بداند و آنچه را خوب مىشمرد براى همه از جمله خودش خوب بشمرد.
امام عليه السلام در حكمت ١٢٦ موارد فراوانى از كسانى را كه گرفتار تضاد در عقيده و عمل هستند بيان فرمود.
در تواريخ نيز كم نيستند حاكمانى كه گرفتار اينگونه تضادها شدهاند و براى ملت خود مصائبى آفريدهاند.
در حالات عبدالملك مروان آمده است كه يزيد را به دليل ويران كردن كعبه در ماجراى ابن زبير ملامت مىكرد؛ اما هنگامى كه خودش به حكومت رسيد و ابن زبير را مزاحم خود در منطقه حجاز ديد، حجاج بن يوسف ثقفى را فرستاد تا به او حمله كند. او به كعبه پناه برد. عبدالملك دستور داد خانه خدا را بر سرش ويران كنند و به بهانه مضحكى متوسل شد، وى مىگفت: هدف من ويران كردن كعبه نبوده، بلكه هدفم دَرهم كوبيدن عبداللَّه بن زبير بوده است. [١] آرى اينگونه افراد را بايد احمقان تاريخ ناميد.
سپس در نهمين نكته مىفرمايد: «قناعت سرمايهاى است فناناپذير»؛
(وَالْقَنَاعَةُ مَالٌ لَايَنْفَدُ)
. اين جمله عيناً در حكمت شماره ٥٧ و همچنين ٤٧٥ آمده است و شايد اين تكرار به دليل اين است كه سيّد رضى رحمه الله بخشهايى از نهجالبلاغه را با فاصله زمانى زيادى نگاشته كه باعث شده بخشهاى گذشته از حافظهاش محو شود.
به هر روى، همانگونه كه در سابق هم گفتهايم، قناعت به معناى راضى بودن
[١]. من لا يحضره الفقيه، ج ٢، ص ٢٤٨