پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٧٦ - شرح و تفسير پاسخ دندانشكن به ايراد يهود
را سرزنش كنند كه چرا هنوز پيغمبرتان مدفون نشده بود اختلاف كرديد؛ اما هنگامى كه با پاسخ دندانشكنى روبرو مىشدند گاه چنان تحت تأثير قرار مىگرفتند كه دين اسلام را برمىگزيدند چنانكه در بعضى از كتابها پس از نقل اين روايت مىخوانيم:
«فَأَسْلَمَ الْيَهُودِىُّ؛
مرد يهودى، مسلمان شد». [١]
امام عليه السلام در اين پاسخ دست روى نقطه حساسى گذاشت و آن اينكه ما در مورد پيغمبر و اصول دينمان هيچ اختلافى نداريم؛ خدا را به يگانگى مىشناسيم و پيغمبرمان را خاتم انبيا؛ ولى شما بعد از ديدن آن معجزات عجيب، شكافتن دريا و عبور توأم با سلامت از جادهاى كه ميان دريا نمايان شد و سپس غرق شدن فرعون و لشكرش در همان جاده براثر جمع شدن آب دريا، با اين همه چشمتان كه به بتهاى بتپرستان افتاد، هوس بتپرستى كرديد و گفتيد: اى موسى! تو هم براى ما بتى بساز مانند آنها. آرى شما در اصل توحيد كه مهمترين اصل دين است با پيغمبرتان به مخالفت برخاستيد.
تعبير به
«إِنَّما اخْتَلَفْنا عَنْهُ لا فِيهِ»
عبارت فصيح و كوتاهى است كه تمام مطلب را دربر دارد.
البته مفهوم اين سخن آن نيست كه امامت از فروع دين است آنگونه كه ابن ابىالحديد به آن اشاره كرده [٢]، بلكه منظور امام عليه السلام اين است كه ما در اصل توحيد و نبوت هيچگونه اختلافى با هم نداريم ولى شما، هم در توحيد به شك افتاديد و هم به مخالفت پيامبرتان برخاستيد و اين دو قابل مقايسه با اختلاف ما نيست.
علامه شوشترى رحمه الله در شرح نهجالبلاغه خود پاسخ امام عليه السلام را پاسخ جدلى براى خاموش كردن دشمن دانسته است وگرنه اختلاف مسلمانان را اگرچه در ظاهر مربوط به چيزى مىداند كه از پيغمبر صلى الله عليه و آله درباره امامت رسيده؛ ولى
[١]. بهج الصباغه، ج ٤، ص ٤٨٥ به نقل از ابن جوزى در تذكرة الخواص
[٢]. شرح نهجالبلاغه ابن ابىالحديد، ج ١٩، ص ٢٢٥