پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤١٠ - شرح و تفسير به پاس نعمتهايش عصيان مكن
از اينجا روشن مىشود كه مسئله اطاعت فرمان خدا و ترك عصيان او مسئلهاى عقلى است كه از مسئله شكر منعم، سرچشمه مىگيرد. برخلاف كسانى كه تصور مىكنند اينها تنها جنبه شرعى و قرارداد الهى دارد.
ازاينرو در حديثى از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله مىخوانيم كه شبى از شبها عايشه (هنگامى كه تلاش و كوشش پيامبر صلى الله عليه و آله را در عبادت پروردگار ديد) گفت: چرا اينقدر خود را به زحمت و رنج مىافكنى در حالى كه خداوند گذشته و آينده تو را بخشيده است؟ پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: «اى عايشه!
أَلا أَكُونُ عَبْداً شَكُوراً؟؛
آيا بنده شكرگزار خدا نباشم؟». [١]
اضافه بر اينها مىدانيم، ترك معصيت پروردگار و اطاعت فرمان او چيزى بر جلال و عظمت او نمىافزايد، بلكه تمام واجبات داراى آثار مثبت و مصالحى است كه به فاعل آن مىرسد و تمام معاصى و گناهان داراى زيانها و آثار منفى است كه از تارك آن دور مىشود.
در كتاب مناقب «ابن جوزى» دو شعر در زمينه همين روايت، از شاعرى آمده است كه بعضى گفتهاند گوينده اين شعر، مولا اميرمؤمنان عليه السلام است.
|
هَبِ الْبَعْثَ لَمْ تَأْتِنَا رُسُلُهُ |
وَجَاحِمَةُ النَّارِ لَمْ تُضْرَمْ |
|
|
أَلَيْسَ مِنَ الْوَاجِبِ الْمُسْتَحَقِ |
حَيَاءُ الْعِبَادِ مِنَ الْمُنْعِم [٢] |