پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٦٤ - شرح و تفسير طريقه خوشنويسى
مركب را در خود جاى مىداد و بهتدريج بر صفحه كاغذ وارد مىكرد. اين شكاف در لغت «جِلْفَةَ» ناميده مىشود و اگر طولانىتر باشد مركب بيشترى به خود جذب مىكند و نويسنده مىتواند با يك بار فروبردن قلم در دوات كلمات بيشترى را آن هم به صورت يكنواخت بنويسد و اين هر دو به زيبايى خط كمك مىكند.
«تفويج بين سطور» به اين معناست كه سطرها داخل هم نباشد و خواننده بتواند به راحتى آنها را از هم جدا كند، زيرا هنگامى كه خطها به هم نزديك باشند افزون بر اينكه صفحه كاغذ سياه و زشت به نظر مىرسد خواننده نيز پس از پايان يك سطر، براى رفتن به سطر بعد گاه گرفتار اشتباه مىشود و دوباره به همان سطر قبل بازمىگردد.
«قَرْمِطْ»
از ماده «قَرْمَطَ» به معناى نزديك ساختن است، روشن است كه اگر حروف يك كلمه از هم جدا و دور شود آن خط بسيار زشت و ناموزون خواهد شد.
بنابراين ظرافت و زيبايى خط ايجاب مىكند كه اين دستورات چهارگانه به دقت رعايت شود.
در اينجا به چند نكته بايد توجه داشت:
نخست اينكه اختراع خط يكى از مهمترين مسائل زندگى بشر است. انسان بهوسيله خط توانست تجربيات خود را ثبت كند و براى آيندگان به يادگار بگذارد و شخصاً نيز مسائلى را در زندگى فراموش نكند. به همين دليل از زمانى كه خط اختراع شد دوران تاريخ بشر آغاز گشت و پيش از آن را دوران قبل از تاريخ مىنامند، چراكه آنها نتوانستند سرگذشت خود را مكتوب كنند و براى آيندگان به يادگار بگذارند.
اصولًا تمدن انسانى و علوم و دانشها و اختراعات و ابتكارات مديون خط