پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٣٢ - نكته معرفى چند چهره
كارى هستم. «عبداللَّه بن عمر» گفت: مرا مسخره مىكنى؟ «حجاج» گفت: اى احمق قبيله بنى عدى! تو با على بيعت نكردى ولى امروز مىگويى كسى كه بميرد و امام زمانش را نشناسد مرگ او مرگ جاهليت است؟ آيا على امام زمان تو نبود؟
چرا با او بيعت نكردى؟ به خدا سوگند مىدانم تو به موجب فرمان رسول خدا صلى الله عليه و آله نزد من نيامدهاى، بلكه به دليل ترس از به دار آويخته شدن بر همان درختى كه «ابن زبير» را به دار آويختم آمدهاى. [١]
گفته شده كه سرانجام «حجاج» او را با زهر به قتل رسانيد. [٢]
[١]. سفينة البحار، ماده «عين»، «عبداللَّه»
[٢]. ابوالفرج اصفهانى در مقاتل الطالبيين مىنويسد: معاويه مىخواست براى فرزندش يزيد از مردم بيعت بگيرد ولى وجود مبارك امام حسن عليه السلام و سعد بن ابىوقاص كار را بر او مشكل كرده بودند، ازاينرو هر دو را مسموم ساخت. (مقاتل الطالبيين، ص ٤٨)