پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٢٧ - شرح و تفسير نخست حق را بشناس سپس پيروانش را
شرح و تفسير نخست حق را بشناس سپس پيروانش را
بعضى گفتهاند: (شخصى به نام) «حارث بن حوط» (كه از ياران آن حضرت عليه السلام محسوب مىشد ولى راه خطا را مىپيمود) خدمت حضرت آمد و عرض كرد: شما فكر مىكنيد من هم لشكر جمل را گمراه مىدانم؟ (چنين نيست)»؛
(وَقِيلَ إنَّ الْحارِثَ بْنَ حُوطٍ أتاهُ فَقالَ: أَتَراني أَظُنُّ أصْحابَ الْجَمَلِ كانُوا عَلى ضَلالَةٍ؟)
. امام عليه السلام فرمود: «اى حارث! تو به زير دست خود نگاه كردى نه به بالاى سرت به همين دليل حيران و سرگردان شدى (اگر به من و جمعيت مهاجران و انصار پيامبر صلى الله عليه و آله نگاه مىكردى در شناخت حق گرفتار سرگردانى نمىشدى) تو حق را نشناختى تا كسانى را كه به سراغ حق آمدهاند بشناسى. باطل را نيز نشناختهاى تا كسانى را كه به سراغ باطل رفتهاند شناسايى كنى»؛
(يَا حَارِثُ، إِنَّكَ نَظَرْتَ تَحْتَكَ وَلَمْ تَنْظُرْ فَوْقَكَ فَحِرْتَ! إِنَّكَ لَمْ تَعْرِفِ الْحَقَّ فَتَعْرِفَ مَنْ أَتَاهُ، وَلَمْ تَعْرَفِ الْبَاطِلَ فَتَعْرِفَ مَنْ أَتَاهُ)
. حارث (براى تبرئه خود) گفت: «من همراه سعيد بن مالك (سعد بن مالك، مشهور به سعد ابى وقاص) و عبد اللَّه بن عمر كنارهگيرى مىكنم (و بىطرف مىمانم)»؛
(فَإِنّي أعْتَزِلُ مَعَ سَعيدِ بْنِ مالِكٍ وَعَبْدِاللَّهِ بْنِ عُمَرَ)
. امام عليه السلام فرمود: «سعيد (سعد) و عبداللَّه بن عمر حق را يارى نكردند و باطل را