پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٦٠٢ - شرح و تفسير ابتدا مشورت سپس تصميمگيرى
آنچه را ابن عباس در اينجا بيان كرد تنها نظر خود او نبود و احتمالًا گروه ديگرى از سياستمداران عصر امام عليه السلام چنين مىپنداشتند كه مماشات با طلحه و زبير و معاويه عامل پيشرفت كار است. در حالى كه اگر اين سه نفر بر آن سه نقطه حساس مسلط مىشدند به يقين حكومتى غير اسلامى به وجود مىآوردند، چراكه هر سه، دنياپرست و خودخواه بودند و از چنين افرادى نمىتوان انتظار حكومت عادلانه على عليه السلام را داشت و بعد از سلطه بر كار، ديگر نمىتوانست مانع خودكامگىهاى آنها شود و جنگيدن با آنها براى بازگشتن به راه حق نيز بسيار مشكلتر و پيچيدهتر مىشد. به خصوص معاويه هرگز دست از حكومت شام برنمىداشت و مخالفت با بيعت را توجيه مىكرد، همانگونه كه طلحه و زبير با اينكه بيعت كرده بودند باصراحت به مخالفت برخاستند.
مورخ معروف، طبرى، در تاريخ خود از ابن عباس نقل مىكند كه مىگويد:
پنج روز پس از قتل عثمان وارد مدينه شدم و به سراغ على عليه السلام آمدم. به من گفتند:
مغيره نزد حضرت است (و جلسه خصوصى دارد). من دم در نشستم تا مغيره خارج شد و به من سلام كرد. گفت: كى آمدى؟ گفتم: الان. سپس خدمت على عليه السلام رسيدم عرض كردم: ممكن است بفرماييد كه مغيره چكار داشت و چرا با شما خلوت كرد؟ فرمود: آرى. دو روز بعد از قتل عثمان به من گفت: مطلب خصوصى با تو دارم. من به او اجازه دادم و او گفت: خيرخواهى درباره تو آسان است. تو باقيمانده پيشينيان هستى و من مىخواهم نصيحتى و مشورتى به تو بدهم. تمام فرمانداران از سوى عثمان را امسال در پست خود تثبيت كن.
هنگامى كه با تو بيعت كردند و موقعيت تو تثبيت شد هركدام را خواستى عزل كن و هركدام را خواستى در پست خود نگاه دار. من به او گفتم: واللَّه من در دين خودم مداهنه نمىكنم و افراد پَست را در كار خودم دخالت نمىدهم. او گفت:
اگر اين پيشنهاد را قبول ندارى هركس را مىخواهى بركنار كن؛ ولى معاويه را