پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٦٠٣ - شرح و تفسير ابتدا مشورت سپس تصميمگيرى
بر سر كار خود بگذار. چون معاويه مرد جسورى است و مردم شام از او شنوايى دارند و دليل تو در تثبيت او اين است كه عُمَر ولايت شام را به او سپرده. به او گفتم: به خدا سوگند معاويه را حتى بهاندازه دو روز در پست خود تثبيت نمىكنم. او از نزد من خارج شد. سپس امروز آمد و به من گفت: من ديروز مشورتى به تو دادم و نپذيرفتى. بعداً فكر كردم ديدم حق با تو بوده. سزاوار نيست تو كارت را با خدعه انجام دهى و تدليس در امر تو باشد.
ابن عباس مىگويد: من به على عليه السلام عرض كردم: آنچه را اول گفته است به عنوان خيرخواهى بوده و آنچه را بعداً گفته نوعى غش و تدليس بوده است و من مشورت مىدهم كه معاويه را تثبيت كنى اگر بيعت كرد بر من است كه او را از جايگاهش بركنار كنم. على عليه السلام فرمود: به خدا سوگند من چيزى جز شمشير به او نخواهم داد ....
ابن عباس عرض كرد: من زياد به امر جنگ آشنا نيستم؛ ولى آيا قول پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله را نشنيدهاى كه مىفرمايد:
«الْحَرْبُ خُدْعَةٌ؛
جنگ، خدعه و نيرنگ است؟». امام عليه السلام فرمود: آرى. عرض كردم: واللَّه اگر پيشنهاد مرا بپذيرى من آنها را بعد از ورود در پستشان، چنان خارج مىكنم كه ندانند از كجا اين ضربه بر آنها وارد شده و هيچ نقصان و گناهى بر تو نخواهد بود. امام عليه السلام فرمود: اى ابن عباس! من بازيچه دست تو و معاويه نيستم. تو مشورتت را در اختيار من بگذار و من انديشه مىكنم و اگر با تو مخالفت كردم تو بايد از امر من اطاعت كنى. ابن عباس عرض كرد: چنين خواهم كرد. آسانترين حقى كه تو بر گردن من دارى اطاعت كردن است. [١]
علامه مجلسى رحمه الله در بحارالانوار از امالى شيخ طوسى نكتهاى در اينجا نقل مىكند كه چون مغيره پيشنهاد فوق را درباره معاويه كرد، امام عليه السلام به او فرمود: آيا
[١]. تاريخ طبرى، ج ٤، ص ٤٤٠. (حوادث سال ٣٥)