پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٦٤ - شرح و تفسير راه عذر بر شما بسته است
بود. در خطبه طالوتيه [١] كه كلينى رحمه الله در جلد هشتم كافى نقل كرده است، مىخوانيم كه امام عليه السلام گروهى از متخلفان از حق را مخاطب قرار داده مىفرمايد:
«وَالَّذِي فَلَقَ الْحَبَّةَ وَبَرَأَ النَّسَمَةَ لَقَدْ عَلِمْتُمْ أَنِّي صَاحِبُكُمْ وَالَّذِي بِهِ أُمِرْتُمْ وَأَنِّي عَالِمُكُمْ وَالَّذِي بِعِلْمِهِ نَجَاتُكُمْ وَوَصِيُّ نَبِيِّكُمْ وَخِيَرَةُ رَبِّكُمْ وَلِسَانُ نُورِكُمْ وَالْعَالِمُ بِمَا يُصْلِحُكُمْ فَعَنْ قَلِيلٍ رُوَيْداً يَنْزِلُ بِكُمْ مَا وُعِدْتُمْ وَمَا نَزَلَ بِالْأُمَمِ قَبْلَكُمْ وَسَيَسْأَلُكُمُ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ عَنْ أَئِمَّتِكُمْ مَعَهُمْ تُحْشَرُونَ وَإِلَى اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ غَداً تَصِيرُونَ أَمَا وَاللَّهِ لَوْ كَانَ لِي عِدَّةُ أَصْحَابِ طَالُوتَ أَوْ عِدَّةُ أَهْلِ بَدْرٍ وَهُمْ أَعْدَاؤُكُمْ لَضَرَبْتُكُمْ بِالسَّيْفِ حَتَّى تَئُولُوا إِلَى الْحَقِّ وَتُنِيبُوا لِلصِّدْقِ فَكَانَ أَرْتَقَ لِلْفَتْقِ وَآخَذَ بِالرِّفْقِ اللَّهُمَّ فَاحْكُمْ بَيْنَنَا بِالْحَقِّ وَأَنْتَ خَيْرُ الْحَاكِمِينَ؛
سوگند به خدايى كه دانه را در زير زمين شكافته و انسانها را آفريده، شما به خوبى مىدانيد كه من صاحب اختيار شمايم و همان كسى هستم كه به پيروى او امر شدهايد و عالمى كه در علمش نجات شماست و وصى پيامبرتان و انتخاب شده پروردگارتان و لسان نورتان و عالم به مسائلتان هستم. بهزودى وعدههاى مجازات الهى بر شما نازل مىشود و گرفتار همان امورى مىشويد كه امتهاى پيشين گرفتار آن شدند و بهزودى خداوند عزّوجلّ شما را از پيشوايانتان سؤال مىكند و با آنها محشور مىشويد و فردا به سوى پروردگارتان خواهيد رفت. به خدا سوگند اگر من بهاندازه ياران طالوت [٢] يا بهاندازه سربازان اسلام در جنگ بدر- كه آنها به يقين دشمن شما هستند- شما را با شمشير مىزدم تا به سوى حق بازگرديد و راه صداقت را پيش گيريد، اينكار به پراكندگىها پايان مىداد و مايه آرامش بود.
خداوندا! ميان من و ميان آنها به حق حكم فرما و تو بهترين حاكمانى». [٣]
[١]. نامگذارى اين خطبه به «طالوتيه» براى آن است كه اميرمؤمنان على عليه السلام در آن به ياران طالوت، فرماندهالهى بنىاسرائيل اشارهاى مىكند
[٢]. مجلسى رحمه الله مطابق روايتى از امام صادق عليه السلام عده اصحاب طالوت را سيصد و سيزده نفر مىشمارد. (بحارالانوار، ج ٢٨، ص ٢٤٥)
[٣]. كافى، ج ٨، ص ٣٢