فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٦٣١ - دعوا
و با عدم حضور ايشان، نسبت به قاضىاى كه در غير محلّ اقامت مدّعى است، نزد قاضى محلّ اقامت مدّعى و نسبت به قاضى هم محلّى با مدّعى، نزد جانشين ايشان و يا قاضى اى ديگر ـ هرچند در محلّى ديگر ـ اقامه دعوا مىشود.(١٥)
وظيفه مدّعى:از قواعد مورد اتفاق در باب قضا اين است كه بيّنه بر مدّعى و قسم بر منكر است. بنابر اين، بر شخصى كه عليه ديگرى ادعاى طلبى يا جنايتى دارد، واجب است بر ادعاى خود اقامه بيّنه كند؛ زيرا اصل، برائت ذمّه طرف مقابل است، مگر آنكه خلاف آن ثابت شود. البته معناى اينكه بيّنه بر مدّعى است، اين نيست كه بيّنه از منكر به هيچ وجه پذيرفته نيست؛ چون در برخى موارد بيّنه از منكر نيز پذيرفته مىشود و آن در جايى است كه انكار دعوا به اثبات چيزى ديگر منجرّ گردد، مانند اينكه زنى ادّعا كند فلان مرد همسر شرعى او است؛ ليكن مرد انكار مىكند و بر اينكه زن همسر شرعى مردى ديگر است اقامه بيّنه مىنمايد.(١٦)
عكس العمل مدّعى عليه:پس از اقامه دعوا و تماميّت آن، قاضى از مدّعى عليه مطالبه پاسخ مىكند. عكس العمل وى از چهار صورت خارج نيست؛ زيرا يا سكوت مىكند و پاسخ نمىدهد و يا پاسخ مىدهد. در صورت دوم، مفاد پاسخ يا نفى علم به مورد دعوا است و مىگويد: نمىدانم، يا انكار آن و يا اقرار به آن است.
سكوت:سكوت مدّعى عليه در برابر ادعاى مدّعى، اگر از روى عذر باشد، مانند آنكه لال يا وحشت زده باشد، قاضى به مقتضاى حال اقدام به رفع عذر مىكند؛ اما اگر سكوت از روى عذر نباشد، قاضى مدّعى عليه را ترغيب به پاسخگويى مىكند.
در صورت استمرار سكوت، اختلاف است كه آيا تا زمان پاسخگويى بازداشت مىگردد، يا اينكه قاضى از باب امر به معروف با رعايت تدريج، تا حدّ زدن بر او سخت مىگيرد، يا اينكه قاضى او را تهديد به برگرداندن قسم به مدّعى مىكند؛ بدين گونه كه به او مىگويد: پاسخ بده،