فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٥٤ - جدال
جدا كردن
جدا كردن: پيوند و ارتباط چيزى يا كسى را با چيزى يا كسى ديگر از ميان بردن.
عنوان ياد شده در بابهاى صلات، زكات، خمس، نكاح، صيد و ذباحه و شهادات به كار رفته است.
جدا كردن كودكان از مادرانشان هنگام رفتن براى نماز استسقا(--> نماز باران)مستحب است.(١)
اخراج زكات مال(٢)(--> زكات)و زكات فطره(٣)(--> زكات فطره)از مال با وجود شرايط هر يك، واجب است. تحقق آن با جدا كردن زكات از مال و كنار گذاشتن آن است.
در حرمت و يا كراهت جدا كردن سر حيوان ذبح شده پيش از جان دادن اختلاف است. چنان كه ـ بنابر قول به حرمت ـ در اينكه ذبيحه نيز حرام مىشود يا نه اختلاف است. بسيارى قائل به عدم حرمت آن شدهاند.(٤)
بنابر قول مشهور، جدا كردن پوست و اعضاى ذبيحه قبل از سرد شدن بدن حيوان مكروه است. برخى، آن را حرام و موجب حرمت ذبيحه دانستهاند.(٥)
مستحب است قاضى در دادگاه، در صورت ترديد نسبت به صدق گواهان، آنان را از يكديگر جدا كرده و از هركدام جداگانه گواهى بگيرد.(٦)
جدالجدال: درگيرى در مقام گفت وگو [= مِراء]/ گفتن «بَلى واللّه» يا «لا وَاللّه» براى اثبات يا نفى مطلبى.
از جدال به معناى نخست در باب صوم و اعتكاف سخن رفته است.