فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٥٣ - جَدّ
جدّ و جدّه مادرى ميّت و باقى مانده به جدّ و جدّه پدرى پرداخت مىشود.(١١)
اگر وارثان ميّت اجداد هشتگانه باشند يعنى جد و جدّه پدرى پدر ميّت و جدّ و جدّه مادرى پدر ميّت به همراه جدّ و جدّه پدرى مادر ميّت و جّد و جدّه مادرى مادر ميّت، بنابر قول مشهور يك سوّم به اجداد مادر داده مىشود كه به طورى مساوى ميانشان تقسيم مىگردد و دو سوّم به اجداد پدرى كه دو سوّم از آن به جدّ و جدّه پدرى پدر ميّت و يك سوّم به جدّ و جدّه مادرى پدر ميّت داده مىشود.(١٢)
جدّ از اهل بيت به شمار مىرود؛ از اين رو، اگر كسى مالى براى اهل بيت خويش وصيّت كند، جدّش را نيز دربر مىگيرد.(١٣)ازدواج جدّ با نوه (دختران دختر و دختران پسر و هرچه پايينتر) حرام و باطل است.(١٤)
٢. احكام اختصاصى جدّ پدرى:جدّ پدرى همچون پدر بر نوه نابالغ، بالغ غير رشيد(--> رشد)و ديوانه ولايت دارد و آنچه از تصرفات براى پدر به جهت ولايت او ثابت است براى جدّ پدرى نيز ثابت خواهد بود(--> پدر).
جدّ پدرى ـ علاوه بر موضوع ولايت ـ در موارد زير با پدر مشترك است: استحباب مُحرِم كردن(--> احرام)نوه غير مميّز و يا مجنون خود؛(١٥)عدم جريان حدّ سرقت(--> سرقت)بر جدّ در جايى كه از مال نوه خود دزدى كرده باشد؛(١٦)عدم جواز قصاص در مقابل قتل نوه و لزوم عقد هبه(--> هبه)به محض بخشيدن چيزى به نوه خود.(١٧)
بين پدر و فرزند ربا(--> ربا)نيست. در اينكه بين جدّ و نوه خود ربا هست يا نه، اختلاف است.(١٨)نفقه نوه فقير در صورت فقر فرزند و پدر يا نبودن آن دو بر عهده جدّ پدرى ـ و هرچه بالاتر ـ است و بنابر مشهور در نبود يا فقر جدّ بر عهده مادر و با نبود يا فقر مادر بر عهده جدّ و جدّه مادرى و هرچه بالاتر است.(١٩)
با نبودن پدر و مادر، جدّ پدرى براى حضانت(--> حضانت)نسبت به ديگران اولويّت دارد.(٢٠)