فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٤٧ - جَبيره
مىبندند، ليكن در كلمات فقها به معناى گستردهترى ـ كه در شناسه آمده ـ به كار رفته است.(١)از آن در باب طهارت و صلات سخن گفتهاند.
وضوى جبيره:جبيره يا در محلّ غَسل (صورت و دستها) قرار دارد و يا در محلّ مسح (سر و پاها). اگر جبيره در محلّ غَسل (شستن) باشد در صورتى كه شستن محل ـ به برداشتن جبيره يا فروبردن عضو در آب و يا به تكرار ريختن آب بر آن تا رسيدن به پوست ـ بدون مشقّت ممكن باشد، غَسل واجب خواهد بود.(٢)برخى گفتهاند: با امكان برداشتن جبيره و شستن محل، اين عمل واجب است و چنانچه شستن ممكن نباشد، مسح، جايگزين آن مىشود و با عدم امكان برداشتن جبيره، اگر رساندن آب از روى جبيره هرچند با فروبردن عضو در آب يا تكرار ريختن آب بر آن ممكن باشد، واجب است.(٣)
برخى ديگر گفتهاند: اگر با چند بار آب ريختن يا فرو بردن عضو در آب، جريانى كه در تحقق عرفى غَسل معتبر است حاصل نگردد، تخيير بين سه امر يادشده (شستن محل به برداشتن جبيره، فروبردن عضو در آب و يا تكرار ريختن آب بر آن) محلّ اشكال است؛ در نتيجه شستن محل با برداشتن جبيره واجب مىشود.(٤)البته اين در صورتى است كه در تحقق غَسل، جريان معتبر باشد وگرنه تخيير فوق بدون اشكال خواهد بود.(٥)
بعضى تصريح كردهاند كه در صورت شستن از روى جبيره، رعايت ترتيب بين اجزاى عضو از بالا به پايين واجب است و در فرض عدم امكان ترتيب، برداشتن جبيره متعيّن خواهد بود.(٦)
اگر هيچ يك از سه امر يادشده ممكن نباشد، هرچند منشأ آن نجاست محل و عدم امكان تطهير آن باشد، مسح بر جبيره كفايت مىكند.(٧)
در اين كه انتقال به مسح جبيره به صرف عدم امكان شستن محل، صورت مىگيرد، هرچند مسح پوست ممكن باشد، يا در صورت امكان، مسح پوست بر مسح جبيره مقدم خواهد بود، اختلاف است.(٨)همچنين اختلاف است كه در صورت كفايت مسحِ جبيره، مسح متعيّن است و غَسل جبيره در صورت امكان