فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ١٤٢ - جهاد
مبارز طلبيدن بدون اذن امام عليه السّلام بنابر قولى مكروه است. برخى آن را حرام دانستهاند؛ ليكن با منع امام عليه السّلام شكى در حرمت آن نيست. مبارزه كردن با دعوت امام عليه السّلام، مستحب، و با الزام به آن، واجب است.(١٩)
جنگيدن با دشمن با هر نوع سلاح و با هر كيفيتى كه منجر به پيروزى گردد جايز است؛ ليكن قطع كردن درختان، پرتاب آتش و گسيل كردن آب به سوى دشمن جز در حال ضرورت مكروه است. در حرمت ريختن سمّ بر دشمن يا كراهت آن در غير حال ضروت اختلاف است.(٢٠)برخى، بريدن درختان، خراب كردن دژها و به كارگيرى منجنيق را تنها در صورت توقف پيروزى بر آن جايز دانستهاند.(٢١)
كشتن زنان، كودكان، ديوانگان و نيز ناتوانان از جنگيدن، مانند افراد پير، نابينا و زمين گير در صورتى كه از فكر و نظر آنان در جنگ استفاده نشود، حرام است، مگر در حال ضرورت، مانند آنكه كفّار از وجود آنان به عنوان سپر استفاده كنند يا چيره شدن بر دشمن منوط به كشتن ايشان باشد.(٢٢)
مثله كردن دشمن به بريدن گوشها، بينى و ساير اعضا حرام است.(٢٣)
خدعه در جنگ، جز در صورتى كه دشمن امان(--> امان)داشته باشد، جايز است.(٢٤)
پى كردن مركب مسلمان مكروه است؛ ليكن پى كردن مركب كافر بنابه تصريح برخى كراهت ندارد(٢٥)(--> پى كردن).
يارى گرفتن از كفّار در جنگ در صورتى كه مصلحت اقتضا كند و خيانت پيشه نباشند جايز است.(٢٦)
تحرّف(--> تحرّف)و تحيّز(--> تحيّز)در جنگ فرار به شمار نمىرود و جايز است.
قرار دادن حق جعاله از سوى فرمانده لشكر براى كسى كه سپاه اسلام را در پيشبرد جنگ و كسب پيروزى يارى رساند، جايز است، مانند آنكه بگويد: هركس ما را در گشودن در دژ دشمن راهنمايى كند، فلان مبلغ به او مىدهم(٢٧)(--> جعاله).