ماه خدا - چ سوم - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٢٥ - ج دعاى ادريس
پديدآورنده موجودات، كه در آفرينش آنها در پى ياورانى از خلقش نبوده است! اى بسيار غيبدان، كه حفظ هيچ چيزى او را خسته نمىسازد! اى بازآفريننده آنچه نابودش ساخته است، آن روز كه همه آفريدهها از مهابت او در پاسخ دعوتش فراز آيند! اى بردبار شكيبا، كه هيچ چيزى از آفريدگانش، همتاى او نيست! اى ستودهكردار صاحب نعمت بر همه مخلوقاتش از روى لطفش! اى قدرتمند بلندمرتبه چيره بر كارش، كه هيچ چيزى با او برابر نيست! اى پُرتوان نيرومند! تويى آن كه كسى را تاب انتقامت نيست.
اى بزرگْمرتبه نزديك كه نزديكىاش درجهاى والا دارد! اى صاحب قدرتى كه با قدرت حكومت شكستناپذيرش، هر چيز را در هم مىشكند! اى فروغ هر چيز! تويى آن كه فروغش ظلمتها را دريده است.
اى منزّه پاك از هر بدى، كه چيزى همتاى او نيست! اى نزديك اجابتكننده نزديكشونده، كه قرب او نزديكتر از هر چيز است! اى والاى بلندمرتبه در آسمان، كه والايىِ رفعتش برتر از هر چيز است! اى آفريننده و بازآفريننده هر چيز پس از فنايش با قدرت خود! اى سرفرازِ والاتر از هر چيز، كه فرمانش عدالت، و وعدهاش راست است! اى شوكتمندى كه انديشهها، به همه شأن و شُكوه او نمىرسند! اى نيكوبخشايشِ صاحبعدالت! تويى آن كه عدالتش هر چيز را آكنده است.
اى بزرگِ صاحب ستايشِ والا و عزّت و بزرگى، كه عزّتش در هم نمىشكند! اى شگفت، كه زبانها گوياى همه نعمتها و ستايش او نيستند! اى تكيهگاهم در هر گرفتارى، و پناهم در هر سختى! به حقّ اين نامها، ايمنى از كيفرهاى دنيا و آخرت را از تو مىخواهم و به بركت اين نامها از تو مىطلبم كه هر بدى و بيمناكى و خطرى را از من دور گردانى و چشمهاى ستمگرانى را كه قصد سوء به من دارند و تو از آن نهى كردهاى، از من دور سازى و انديشههاى بد و پنهانىِ آنان را به خيرى كه نه آنان و نه جز تو، مالك آن است، بگردانى، اى بزرگوار!
خداوندا! مرا به خودم وا مگذار كه در نتيجه از او ناتوان گردم[١] و نه به مردم واگذار كه بر من چيره شوند، و مرا ناكام مگردان، كه به تو اميدوارم، و عذابم مكن، كه تو را مىخوانم!
خداوندا! آن گونه كه فرمانم دادهاى، مىخوانمت. پس، آن گونه كه وعدهام
[١] سيّد ابن طاووس در پايان اين دعا نوشته است: در اين دعا آمده است« لا تكلني إلى نفسي فاعجز عنها؛ مرا به خود وا مگذار كه در نتيجه از آن ناتوان شوم. در حالى ظاهرا بايد چنين باشد:« و لا تكلني إلى نفسي فتعجز عنّي؛ مرا به نفسم وا مگذار كه در نتيجه از من ناتوان شود». امّا متن را چنين يافتيم.