ماه خدا - چ سوم - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤١٩ - ب دعاى ابو حمزه ثُمالى
خويش به بهشتم درآور؛ به فضل خويش، با حوريان بهشتى قرينم ساز و مرا به دوستان شايستهات، محمّد و خاندان شايسته و پاكيزه و پاك و خوبش كه درود تو و رحمت خدا و بركاتش بر آنان باد ملحق ساز!
خدايا و سرورا! به عزّت و جلالَت سوگند كه اگر مرا به گناهانم بازخواست كنى، تو را به بخشايشت طلب مىكنم، و اگر مرا به فرومايگىام بازخواست كنى، تو را به كَرَمت درخواست مىكنم، و اگر مرا به آتش افكنى، به دوزخيان خواهم گفت كه دوستت دارم.
خدايا و سرورا! اگر جز دوستان و مطيعانت را نمىآمرزى، پس گنهكاران به كه روى آورند؟ و اگر جز اهل وفا را نمىنوازى، پس بدكاران به كه پناهنده شوند؟
خدايا! اگر مرا به آتش افكنى، شادمانىِ دشمنت در اين است، و اگر به بهشتم ببرى، پيامبرت خرسند مىشود، و من به خدا سوگند مىدانم كه شادمانىِ پيامبرت را بيش از شادى دشمنت دوست دارى.
خداوندا! از تو مىخواهم كه دلم را از محبّت به تو و خَشيت از خودت، از تصديق تو و ايمان به خودت، و از بيم از تو و اشتياق به خودت بياكَنى.
اى شكوهمند باكرامت! ديدارت را محبوبم گردان و ديدارم را دوست بدار و برايم در ديدار خودت، آسايش و گشايش و كرامت قرار بده!
خداوندا! مرا به گذشتگانِ شايسته ملحق ساز و از آيندگانِ شايسته قرار بده؛ مرا به راه صالحان بدار و مرا در غلبه بر نفْس خود يارى كن، به آنچه صالحان را براى غلبه بر نفْسشان يارى مىكنى؛ كارم را به بهترين صورت به پايان ببر و با رحمت خويش پاداش عملم را بهشت قرار بده و مرا در به كارگيرى شايسته آنچه عطايم كردى، يارى كن؛ مرا پروردگارا ثابتقدم بدار و مرا به آن بدى كه از آن نجاتم دادى، بر مگردان، اى پروردگار جهانيان!
خداوندا! از تو ايمانى مىخواهم كه پايانى جز ديدارت نداشته باشد. تا مرا زنده داشتهاى، بر آن ايمان، زنده بدارم و چون مىميرانى، بر آن بميرانم و چون مرا برانگيختى، بر آن برانگيز؛ و دلم را از ريا، ترديد و آوازهخواهى در