ماه خدا - چ سوم - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤١٥ - ب دعاى ابو حمزه ثُمالى
را مىگيرند! و بر من كَرَم كن، آنگاه كه در گورم تنها به حضورت مىآيم! در آن خانه نو بر غربتم ترحّم كن، تا جز به تو انس نگيرم!
سرورا! اگر مرا به خودم واگذارى، تباه مىشوم. سرورم! اگر گناهم را نيامرزى، به كه پناه برم و اگر عنايتت را در آرامگاهم از دست بدهم، به چه كسى روى آورم و اگر گرفتارىام را برطرف نسازى، به كه پناهنده شوم؟
سرورم! من، كه را دارم و كيست كه بر من رحم كند، اگر تو بر من ترحّم نكنى؟ و به احسانِ كه آرزو بندم، اگر هنگام نيازم، از احسان تو محروم گردم؟ و اگر اجَلم فرا رسد، از گناهانم به سوى چه كسى بگريزم؟ سرورم! عذابم مكن، در حالى كه به تو اميدوارم.
خدايا! اميدم را برآور و هراسم را ايمنى بخش؛ چرا كه درباره گناهان فراوانم، جز به عفو تو اميد ندارم!
سرورم! من از تو، چيزى را طلب مىكنم كه سزاوار آن نيستم و تو، اهل تقوا و آمرزشى. پس مرا بيامرز و از نگاه كريمانهات، جامهاى بر من بپوشان كه پيامدهاى گناهم را بر من بپوشاند و [بدين ترتيب،] آنها را ببخشايى و به خاطر آنها مؤاخذه نشوم! همانا تو صاحب احسان ديرين و گذشت بزرگ و چشمپوشىِ كريمانهاى.
خدايا! تو آن كريمى هستى كه با پروردگارىات، احسان خويش را حتّى بر آنان كه از تو درخواست نمىكنند و بر آنان كه انكارت مىكنند، سرازير مىكنى. پس، با آن كه دست نياز به درگاهت دارد و يقين دارد كه عالَم آفرينش، براى تو و امور، به سوى توست، چگونه خواهى بود؟ خجسته و والا گشتهاى، اى پروردگار جهانيان!
سرورم! بندهات به درگاه توست [و] نياز، او را در آستانت قرار داده است. با دعايش، درِ رحمتت را مىكوبد و با اميد درونىاش، چشم به عنايت و توجّه زيباى تو دوخته است. پس، چهره كريمانهات را از من بر مگردان و آنچه را مىگويم، از من بپذير! من تو را با اين دعا خواندهام و اميدوارم كه ردّم نمىكنى؛ چرا كه به رأفت و مهربانىات آشنايم. خدايا! تو آنى كه هيچ پُرسندهاى، به ستوهت نمىآورد و هيچ بخششى، از تو نمىكاهد. تو، آن گونهاى كه خود مىگويى و برتر از آنى كه ما مىگوييم.
خداوندا! از تو صبرى نيكو، گشايشى نزديك، گفتارى صادقانه و پاداشى بزرگ مىطلبم. پروردگارا! از تو از همه نيكىها مىخواهم: آنچه مىدانم و آنچه نمىدانم. پروردگارا! از تو بهترين چيزهايى را كه بندگان شايستهات از تو