منهاج البراعة في شرح نهج البلاغة - هاشمى خويى، ميرزا حبيب الله - الصفحة ٣١٧ - الترجمة
عقدا، و انكث ما ابرما، و لا تغفر لهما أبدا و أرهما المسائة فيما عملا و أمّلا
الترجمة
از جمله خطبه شريفه آن حضرت است در مذمت طلحه و زبير و اتباع ايشان كه نسبت دادند خون عثمان عليه اللعنة و النّيران را بان امام عالميان: آگاه باش بدرستى كه شيطان لعين برانگيخت گروه خود را و بكشيد سپاه خود را تا باز گرداند ستم را بجايهاى خود و راجع گرداند باطل را بأصل خود، بخداوند سوگند انكار نكردهاند بر من فعل منكر را كه عبارت است از نسبت قتل عثمان بمن، و نگردانيدهاند ميان من و خودشان انصاف و عدل را و بدرستي كه آنها هر آينه طلب ميكنند حقّيرا كه خود ترك كردهاند و خوني را كه خود ريختهاند پس اگر بودم من شريك ايشان در آن خون پس بتحقيق ايشان راست نصيب ايشان از آن خون و اگر ايشان خودشان مباشر آن خون شدند بدون من پس در اين صورت نيست عقوبت بازخواست مگر از ايشان و بدرستى كه بزرگترين حجة ايشان بر نفسهاى ايشان است، شير مىخواهند از مادرى كه از شير باز گرفته بچه خود را، و زنده ميكنند بدعتى را كه ميرانيده شده است، اى نوميدى دعوت كنند حاضر باش كه وقت حضور تو است چه كس است آنكه دعوت نمود او را اين داعى، و بچه چيز جواب داده شد و بدرستي كه من خوشنودم بحجة خدا بر ايشان و بعلم حقّ تعالى در شان آن جمع پريشان، پس اگر امتناع بكنند از طاعت من كه طاعت خداست بدهم بايشان تيزى شمشير بران را و كافيست آن شمشير در حالتي كه شفا دهنده است از باطل و يارى دهنده ميباشد از براى أهل حقّ، و از جمله امور عجيبه است فرستادن ايشان بسوى من اين كه بيرون آى از براى نيزه زدن و صبر كن از براى شمشير كشيدن، بى فرزند باد مادر ايشان و در ماتم ايشان گريه كند زنهاى گريه كننده هر آينه بودهام كه تهديد كرده نشدهام بمحاربه و تخويف كرده نشدهام بمضاربه، و بدرستي كه من بر يقينم از پروردگار خود و بى شبههام از دين استوار خويش،