منهاج البراعة في شرح نهج البلاغة - هاشمى خويى، ميرزا حبيب الله - الصفحة ٤٠٧
اندوه و پريشانى را.
لعنت كند خدا شما را هر آينه پر كرديد دل مرا از ريم و زرداب، و پر ساختيد سينه مرا از خشم و التهاب، و نوشانيديد مرا جرعههاى غم و اندوه را نفس نفس، و فاسد ساختيد رأى مرا بر من با معصيت و خذلان تا آنكه گفتند قريش بدرستى كه پسر أبي طالب مردى است شجاع و لكن مهارت در حرب ندارد.
خدا نگه دار باد پدران ايشان را آيا هيچيك از ايشان سختتر است مر حرب را از روى علاج و مقدّمتر است در حرب از روى ايستادن از من، هر آينه قيام نمودم در معارك قتال با شجاعان و أبطال در حالتى كه نرسيده بودم بيست سالگى، و اكنون كه سن من افزون گشته بر شصت سال، يعنى در عرض اين مدت غالبا مشغول بودهام بر جنگ و جدال، و لكن هيچ رأى نيست كسى را كه فرمانبردار نشود و اطاعت او را نكنند.
الى هنا انتهى الجزء الثالث من هذه الطبعة النفيسة و قد تصدى لتصحيحه و تهذيبه العبد: «السيد ابراهيم الميانجى» و وقع الفراغ فى شهر ذى القعدة الحرام سنة ١٣٧٨ و يليه الجزء الرابع انشاء اللّه و أوله أول المختار الثامن و العشرين و الحمد لله كما هو أهله.