منهاج البراعة في شرح نهج البلاغة - هاشمى خويى، ميرزا حبيب الله - الصفحة ٣٤٣ - و من خطبة له
و عن إسحاق بن عمّار قال: قال أبو عبد اللّه ٧: ما نعلم شيئا يزيد في العمر إلّا صلة الرّحم حتّى أنّ الرّجل يكون أجله ثلاث سنين فيكون وصولا للرّحم، فيزيد اللّه في عمره ثلاثين سنة فيجعلها ثلاثا و ثلاثين سنة، و يكون أجله ثلاث «ثلاثا ظ» و ثلاثين سنة فيكون قاطعا للرّحم فيقصه «فينقصه» اللّه ثلاثين سنة و يجعل أجله إلى ثلاث سنين، و الرّوايات في هذا الباب كثيرة، و فيما رويناه كفاية إنشاء اللّه.
الترجمة
اى گروه مردمان بدرستى كه مستغنى نمىشود مرد و اگر چه بوده باشد صاحب جاه و مال از قبيله خود و از رفع كردن ايشان مكروه را از او بدستهاى خود و زبانهاى خود و ايشان بزرگترين مردمانند از حيثيت حفظ و حمايت از پس او، و جمع كنندهترين مردمانند مر كارهاى پريشان او را، و مهربانترين خلقند بر او هنگام فرود آمدن بلا اگر فرود آيد باو، و زبان صدق و ذكر خير كه مىگرداند خداى تعالى از براى مرد در ميان مردمان بهتر است از براى او از مالى كه ارث بگذارد آن را بغير خود آگاه باشيد بايد ميل نكند و عدول ننمايد يكى از شما از خويش و قوم در حالتى كه بيند در او فقر و پريشانى از آنكه سد كند فقر آن را بمال زايد خود كه افزون نمىگرداند او را اگر امساك كند و نگه دارد آن را، و كم نمىسازد اگر بذل نمايد و انفاق كند آن را، و هر كه قبض و نگه دارد دست خود را از قبيله خود پس بدرستى كه نگه داشته مىشود از جانب او از خويشان يكدست و فراهم گرفته مىشود از جانب ايشان از او دستهاى بسيار، و هر كه نرم باشد جانب او و خوش نفس باشد طلب دوام مىكند از قوم خود محبّت را.
و من خطبة له ٧ و هى الرابعة و العشرون من المختار فى باب الخطب
و لعمري ما عليّ من قتال من خالف الحقّ و خابط الغيّ من إدهان