منهاج البراعة في شرح نهج البلاغة - هاشمى خويى، ميرزا حبيب الله - الصفحة ٢٣١ - الترجمة
بعد از آن اشاره مىفرمايد باين كه اين اخبار غيبيه از منبع نبوّت و مهبط وحى و رسالت مأخوذ گرديده و احتمال خلاف در آن بوجه نمىباشد، و فرمود بخدا سوگند پنهان داشته نشدهام از هيچ كلمه، يعنى حضرت رسول ٦ جميع مطالب را بمن اطلاع داد، يا اين كه پنهان نداشتم هيچ كلمه را كه لازم بود اظهار آن و دروغ نگفتهام هيچ دروغى، و بتحقيق كه خبر داده شدهام باين مقام كه مقام اجتماعى خلق است بر من و بر اين روز كه روز بيعت مردمان است با من.
آگاه باشيد كه بتحقيق خطاها اسبانى هستند سركش كه سوار شده باشند بر آن صاحبان آن و بر كنده باشند لجامهاى خود را، پس انداخته باشند در مهالك آتش راكبان خود را، آگاه باشيد بدرستى كه تقوى و پرهيزكارى شترانى هستند رام كه سوار شده باشند بر آن صاحبان آن، و داده شده باشند بدستهاى ايشان افسارهاى ايشان، پس وارد سازند در بهشت عنبر سرشت سواران خود را، پرهيزكارى راهى است راست و خطاها راهى است باطل و هر يكى را از اين دو راه اهلى است، پس اگر بسيار شود باطل هر آينه در قديم الزّمان كرده است آن را اهل آن و در آن زمان بهمان قرار، و اگر كم شده است حقّ در آن زمان پس بسا كه غالب شود آن و اميد هست كه منصور باشد اهل آن و هر آينه كم است كه پشت كرده باشد چيزى پس روى آورد.
سيّد رضى رضى اللّه عنه بعد از اداء خطبه فرموده كه مىگويم من بدرستى در اين كلام امام ٧ كه كوتاهترين لفظ است از موارد حسن چيزى هست كه نمىرسد بآن مواضع وقوع تحسين، يعنى فكرها كه ادراك حسن كلام را ميكنند و تعداد محاسن آن را مىنمايند و بدرستى كه بهره تعجب از اين كلام بيشتر است از بهره خود پسندى، يعنى تعجب فصحا از بدايع حسن او بيشتر است از بهره عجب بسبب استخراج نكات رائقه و لطائف فايقه آن، بجهة اين كه بسا بدايعى در آن هست كه عقل آن را بنور بصيرت ادراك مىنمايد، ولى زبان بيان از تعبير و تقريرش عاجز و قاصر است.