لوامع صاحبقرانی مشهور به شرح فقیه - علامه مجلسی - الصفحة ٩٢ - هر كه موى سر را بگذارد مىبايد كه آن را تربيت نيكو بكند
فرمودند كه مرا خوش نمىآيد كه شخصى شبيه به زنان باشد.
[كوتاه كردن موى سر]
(و قال الصّادق صلوات اللَّه عليه لبعض اصحابه استاصل شعرك يقلّ درنه و دوابّه و وسخه و يغلظ رقبتك و يجلو بصرك و يستريح بدنك)
و در حديث موثق كالصحيح از آن حضرت صلوات اللَّه عليه منقولست كه به اسحاق بن عمار فرمودند كه موى سرت را بر طرف ساز به چيدن يا تراشيدن تا چرك نگيرد و شپش نيفتد در آن و چركينهائى كه لازمه مو گذاشتن است زايل شود و گردنت گنده شود، و روشنى چشمت زياده شود، و بدنت استراحت كند.
و در روايتى ديگر از اسحاق بن عمار وارد است كه به آن حضرت صلوات اللَّه عليه عرض نمودم كه بسيار است كه موى پشت سرم بسيار مىشود و من مغموم مىشوم حضرت فرمودند كه اى اسحاق نمىدانى كه موى پشت سر را تراشيدن غم را زايل مىكند.
[هر كه موى سر را بگذارد مىبايد كه آن را تربيت نيكو بكند]
(و قال رسول اللَّه ٦ من اتّخذ شعرا فليحسن ولايته او ليجزّه)
و در روايت سكونى وارد است كه آن حضرت ٦ فرمودند كه هر كه موى سر را بگذارد مىبايد كه آن را تربيت نيكو بكند به شانه كردن و دفع شپش كردن و روغن ماليدن هفته دو بار و امثال آن يا بتراشد.
بدان كه در زمان جاهليت موى سر مىگذاشتند و اگر كسى گناهى مىكرد كه مىبايست كه او را عقوبتى كنند بدتر از كشتن، موى سرش را مىتراشيدند و چون حضرت سيد المرسلين ٦ مىخواست كه اين را برطرف سازد مقرر فرمودند كه در حج و عمره سر را بتراشند و واجب نگردانيد كه مبادا سبب نفرت ايشان شود از اسلام و خود هميشه نمىتراشيدند تا در نظر ايشان قبيح ننمايد و اكثر اوقات آن حضرت چهار انگشت مو مىگذاشتند تا چون نوبت به حضرات ائمه صلوات اللَّه عليهم رسيد ايشان مىتراشيدند و جمعى كه