لوامع صاحبقرانی مشهور به شرح فقیه - علامه مجلسی - الصفحة ١٩٧ - چون بنده در روز آخر دنيا و روز اول آخرت باشد در برابر او ممثل مىشود مال او و فرزندان او و عمل صالح
و هميشه حفظ و حمايت شما مىكردم چه چيز نزد شما هست از جهت من ايشان مىگويند كه از ما اين مىآيد كه ترا به قبر رسانيم و دفن كنيم پس رو به جانب عمل صالح مىكند و مىگويد كه و اللَّه كه تو بر من گران بودى و من ترك مىكردم ترا و محبت تو نداشتم تو چه همراهى مىكنى با من آن مىگويد كه من قرين و مصاحب توام در قبر تو و در روزى كه محشور خواهى شد و از قبر بيرون مىآيى با توام تا عرض كرده شوم من و تو بر پروردگار تو.
بدان كه اين كلام دو احتمال دارد يكى آن كه بر سبيل مجاز باشد و كنايه باشد از آن كه مال و فرزند بكار آخرت نمىآيد مگر آن كه مال را در راه خدا صرف كند يا وصيت كند كه صرف راه خدا كنند و در اين صورت داخل اعمال خواهد بود و هم چنين فرزندان فى أنفسهم بكار او نمىآيند مگر آن كه صالح باشند و از جهت او دعا و خيرات كنند و اين نيز داخل اعمال خير است كه از او خواهد ماند چنانكه خواهد آمد در باب وصايا پس چيزى كه بكار آخرت مىآيد كه سبب رفاهيت عالم برزخ است تا ابد الآباد عمل صالح است پس بايد كه آدمى در آن بكوشد و اظهر آنست كه ممثل مىشوند چنانكه در عالم خواب ممثل مىشوند و اين عالم مثال واسطهايست ميان عالم جسمانيات و روحانيات و شكى در وجود آن نيست چنانكه به تجربه ظاهر است و بسيار است كه ميت در حالت احتضار فرياد مىكند كه مالهاى مرا چرا مىسوزانيد فرزندان مرا چرا مىكشيد يا مىسوزانيد.
و در اين اوقات جمعى نقل كردند كه يكى از عمال در حالت احتضار فرياد مىكرد كه آتش در انگشتان من افتاده است آب بياوريد و آب مىبردند از جهت او و دست را در ميان آب گذاشته فرياد مىكرد كه اين آب آتش را فرو نمىنشاند آبى ديگر بياوريد و فرياد مىكرد تا رفت و ليكن اكثر ياران حمل بر