لوامع صاحبقرانی مشهور به شرح فقیه - علامه مجلسی - الصفحة ٣٩ - نهي از سلام در حمام
فيه هو لمن لا مئزر عليه)
و بسند صحيح منقول است از سعدان و او از اصحاب اصول است گفت من در حمام بودم در خانه وسط پس حضرت امام موسى كاظم صلوات اللَّه عليه داخل شد و لنگى بر بالاى نوره بسته بود و گفت السلام عليكم من جواب سلام دادم و داخل شدم در خانه كه حوض در آنجا بود پس غسل كردم و بيرون آمدم. و از اين حديث ظاهر مىشود كه جايز است سلام كردن كسى را كه در حمام لنگ بسته باشد و نهيى كه وارد است از سلام نسبت به كسى است كه لنگ نداشته باشد و چون سلام كند مردم متوجه او شوند كه جواب او بگويند و نظر ايشان بر عورت او افتد.
و احاديث نهى بسيار است از آن جمله روايت كرده است صدوق به سندى كالصحيح از حضرت امام محمد باقر صلوات اللَّه عليه كه سلام مكنيد بر يهودى، و بر نصرانى، و بر مجوسى، و بر بت پرستان، و بر شارب الخمر، و بر كسى كه شطرنج يا نردبازى كند و بر مخنث، و بر شاعرى كه هجو كند به نسبت زنا بر مؤمنات، و بر كسى كه نماز كند زيرا كه نماز گذارنده جواب نمىتواند داد پس سلام نبايد كرد چون سلام سنتست و جواب سلام واجب است، و بر كسى كه سودخواره باشد، و بر كسى كه در ادب خانه باشد، و بر كسى كه در حمام باشد، و بر فاسقى كه علانيه فسق كند.
و كراهت در نماز ظاهرا تقية وارد شده است يا در حالت تقيه به آن كه سلام بر شيعه كند كه نماز كند و سنيان حاضر باشند و از ترس ايشان جواب نتواند داد، يا بر كسى كه مسأله نداند و جواب ندهد و خوف بطلان نمازش باشد يا به وسواس افتد از كثرت شرايطى كه دارد كه اگر سلام صحيح بر عالمى كند كه تقيه نباشد ظاهرا ضرر نداشته باشد و هم چنين سلام بر كسى كه در خلا باشد كراهتش از اين جهاتست و سلام در حمام به اعتبار عريان بودنست به نحوى كه