لوامع صاحبقرانی مشهور به شرح فقیه - علامه مجلسی - الصفحة ٢٤٥ - آدابي از غسل ميت
جانبه الايمن ليبدو له الايسر و يمدّ يده اليسرى إلى جنبه[١] الايسر إلى حيث بلغت ثمّ يغسّله بثلاث حميديّات من قرنه إلى قدمه و لا يقطع الماء عنه ثمّ يقلّبه على[٢] ظهره و يمسح بطنه مسحا رفيقا و يغسّله مرّة اخرى بماء و شىء من جلال الكافور مثل الغسلة الاولى ثمّ يخضخض الاناء[٣] الّتى فيها الماء و يغسّله الثالثة بماء قراح-[٤] و لا يمسح بطنه ثالثة و يقول عند غسله اللَّهمّ عفوك عفوك فانّه من فعل ذلك عفى اللَّه عنه)
و اكثر عبارات غريبه بلكه همه مگر نادرى از فقه رضوى است و صدوق بعضى از عبارات كه در احاديث ديگر وارد شده است زياد كرده است پس چون فارغ شود از مهيا ساختن كفن پيش از غسل ميت را بگذارد بر جائى كه او را بر آن غسل مىدهد مثل تختى يا بلندى كه سراشيب باشد و رو بقبله بخواباند به آن كه پاى ميت بقبله باشد و دستهاى ميت را از پيراهنش بيرون آورد و پيراهن را از بالا به زير آورد تا به ناف و بر ميت باز گذارد تا از غسل او فارغ شود تا آن كه پيراهن عورت او را به پوشاند پس اگر پيراهن نداشته باشد خرقه بر عورتش بيندازد يا لنگى به بندد بر او كه عورتش را نه بيند و نرم كند انگشتان ميت را به رفق و هموارى و اگر خشك باشد و نتواند گزم كردن بحال خود گذارد و دست بر شكمش مالد هموار پس ابتدا كند به شستن دستهاى ميت و هر دو را بشويد به سه سبو آب يا سه ابريق حميدى و ظاهرا در زمان حضرت امام رضا صلوات اللَّه عليه و در زمان صدوق سبو يا ابريق بزرگى بوده است كه استاد فخارى حميد نام آن را ساخته بوده است و باسم او شهرت كرده بوده است و غرض در غسل ميت آب بسيار ريختن است تا كثافتها را زايل كند
[١] على جانبه. خ.
[٢] إلى. خ.
[٣] الاوانى. خ.
[٤] القراح. خ.