لوامع صاحبقرانی مشهور به شرح فقیه - علامه مجلسی - الصفحة ٤٣٢ - از پرسش و صبر فرمودن همين بس است كه صاحب مصيبت ترا به بيند
ثواب خود را محروم كند به جزع و عدم صبر و روايات بسيار باين مضمون وارد شده است و در روايتى هست كه بعضى گفتند كه گوينده اين سخنان ملكى بود كه از جانب حق سبحانه و تعالى آمده بود و بعضى گفتند كه خضر ٧ بود و ظاهر يك حديث اينست كه جبرئيل بود.
پس آن مرد به حضرت صادق صلوات اللَّه عليه گفت كه غمى كه داريم اينست كه صالح نبود و كارهاى بد مىكرد و در بعضى از نسخ مراهقا است چنانكه در ثواب الاعمال است و ليكن در كافى و تهذيب مثل اصل است و ظاهرا مراهقا تصحيف است و بر تقدير وقوع بمعنى اول است مجازا چه از مراهق قريب به بلوغ را مىخواهند پس گويا گفته است كه جوان و جاهل بود و لازمه آن هرزه كاريست پس حضرت فرمودند كه سه چيز در پيش دارد كه به آنها اميدوارى تمام هست يكى گواهى به وحدانيت الهى و احاديث بسيار وارد شده است كه گوينده اين كلمه با شرايط مغفور است.
از آن جمله حديث كالمتواتر بين العامة و الخاصة كه چون حضرت امام رضا صلوات اللَّه عليه به نيشابور رسيدند محدثان آن بلاد همه در خانه حضرت ايستاده بودند و نقل كردهاند كه در آن زمان در اصل نيشابور سيصد هزار محدث بودند از خاصه و عامه كه بر بخارى اجتماع نمودند و آخر بواسطه حسد محدثين آنجا او را در منبر سنگ باران كردند و جمعى به صد تشويش او را از دست اينها خلاص كردند در شبى او را روانه بغداد ساختند بعد از آن كه دو مرتبه سابق بر اين در سمرقند و بخارا نيز او را سنگ باران كرده بودند از جهت آن كه اعتقاد بخارى اين بود كه كلام الهى حادثست و شافعى و احمد حنبل تابع ابو الحسن اشعرى بوده قرآن را قديم مىدانستند و اين اعتقاد باطل در خراسان شايع بود خصوصا نزد محدثان اهل سنت چون بخارى را مخالف اين اعتقاد