لوامع صاحبقرانی مشهور به شرح فقیه - علامه مجلسی - الصفحة ١٧٧ - چون جان به حلق مىرسد جاى او را در بهشت به او مىنمايند
و در حديثى معتبر از آن حضرت وارد شده است صلوات اللَّه عليه كه اين خطاب با حضرت امام حسين صلوات اللَّه عليه است و منافات ندارد كه خطاب با همه كس باشد حتى با زندگان نيز چنانكه ظاهر آيه عموم دارد و اهل كشف و مشاهده آنا فآنا به گوش هوش اين خطاب را مىشنوند و فى الحقيقه ايشان در حين مرگ اختيارى مىشنوند كه به آن مامورند و از اخبار متواتره ظاهر مىشود كه قرآن را ظهرى هست و بطنى هست تا هفت بطن و در بعضى اخبار تا هفتاد بطن و ليكن از بطن قرآن كسى خبر ندارد مگر ائمه معصومين صلوات اللَّه عليهم و اولياء اللَّه را نيز بهره دادهاند و ليكن از بركات هدايات و ارشادات ائمه هدى صلوات اللَّه عليهم و ليكن چون ولايت معنى است كه بغير از حق سبحانه و تعالى كسى بر آن اطلاع ندارد اعتماد نمىتوان كرد بر آن مگر بر اشارات و تنبيهاتى كه از عبارت مستفاد شود.
مثلا در همين آيه جمعى گفتهاند كه حق سبحانه و تعالى را اشارات بسيار هست با دوستان خود كه مستنبط و مستفاد مىشود از الفاظ آيه مثل خطاب با او به مطمئنه يعنى قرار گرفته به ياد الهى چون حق سبحانه و تعالى فرموده است كه أَلا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ و هر دو آيه اشاره دارد بر آن كه مىبايد كه قرار نفوس بذكر الهى باشد و اشعارى دارد بر آن كه تا به مرتبه محبت الهى نرسد قرار نمىباشد و اضطرابست و اينها مجربست ديگر خطاب ارْجِعِي إِلى رَبِّكِ يعنى بازگشت كن به پروردگار خود اشاره دارد به آن كه نفس ناطقه پيش از خلق ابدان سالها با جناب اقدس الهى مربوط بوده است چنانكه در احاديث بسيار وارد شده است كه حق سبحانه و تعالى ارواح را پيش از خلق اجساد بدو هزار سال آفريده بود و در آن عالم ايشان را با جناب اقدس الهى و با ارواح مثل خود ربطها بود پس خطاب مىرسد كه چرا جاى خود را و محل قرار خود را فراموش كرده پس