لوامع صاحبقرانی مشهور به شرح فقیه - علامه مجلسی - الصفحة ٢٢٧ - كسى كه غسل مىدهد ميت را اول كفن ميت را مهيا مىكند
در آن جامه نمىتوان كردن اما اگر آن جامه ملاقات كند جائى ديگر را به رطوبت آن جا را نمىبايد شست چنانكه اكثر علما گفتهاند و ليكن بهتر آنست كه آنجا را نيز بشويند اگر چه نشستن اظهر است و اللَّه تعالى يعلم.
[كسى كه غسل مىدهد ميت را اول كفن ميت را مهيا مىكند]
(و غاسل الميّت يبدا بكفنه فيقطعه يبدا بالنّمط فيبسطه و يبسط عليه الحبرة و ينثر عليه شيئا من الذّريرة و يبسط الازار على الحبرة و ينثر عليه شيئا من الذّريرة و يبسط القميص على الازار و ينثر عليه شيئا من الذّريرة و يبسط الازار و ينثر عليه شيئا من الذّريرة)
و كسى كه غسل مىدهد ميت را اول كفن ميت را مهيا مىكند تا چون از غسل فارغ شود او را در كفن گذارد مبادا در ميانه چيزى از ميت بيرون آيد پس ابتدا مىكند و كفن را مىبرد و مىدوزد از ريسمانى كه از كفن در آمده باشد بنا بر مشهور و بعد از آن همه را پهن مىكند پس اول نمط را پهن مىكند و آن جامهايست كه از يمن مىآوردهاند و خط خط بوده است بنحو تفصيل راه راه و اين نمط را بنا بر مشهور از جهت زن زياد مىكنند و در اينجا نيز ممكن است كه مراد اين باشد كه اگر زن باشد زيرا كه نام زن و مرد نبرده است با آن كه حديثى كه دلالت كند بر استحباب آن صريحا نديدهام و محتمل است كه صدوق مستحب داند از براى مرد و زن چنانكه ظاهر عبارتست و بر بالاى آن پهن مىكند حبره را و آن نيز جامهايست نفيس كه در يمن مىبافتهاند از قبيل قطنى كه نزد ما مىباشد و مىپاشد بر او ذريره را اندكى و چند حديث موثق در آن وارد شده است و حقيقتش معلوم نيست و اختلاف بسيار در تفسير آن هست.
و مشهور آنست كه ريزههاى قصب الذريره است و آن را از هند مىآورند و يبوست و خوشبوئى دارد مثل كافور و مناسبت دارد به ميت كه اعضاى او را بهم آورد تا چيزى از او بيرون نيايد.