لوامع صاحبقرانی مشهور به شرح فقیه - علامه مجلسی - الصفحة ٣٤٨ - چهل مرد مؤمن در نماز بر او يا مطلقا خواه كه خداوندا ما از او نمىدانيم مگر خوبى
حمل كرده است بر آن كه با دعا قضا نمىكند بلكه متتابعا قضا مىكند و حمل بر تقيه مىتوان كرد چون جمعى از عامه بر عدم قضااند و جمع مىتوان كرد كه قضا نمىكند به اعتبار آن كه وقتش گذشته است بلكه اداست و اين نحوى است از تقيه و اللَّه تعالى يعلم.
[چهل مرد مؤمن در نماز بر او يا مطلقا خواه كه خداوندا ما از او نمىدانيم مگر خوبى]
(و روى عمر بن يزيد عن ابى عبد اللَّه صلوات اللَّه عليه انّه قال اذا مات المؤمن فحضر جنازته اربعون رجلا من المؤمنين فقالوا اللَّهمّ انّا لا نعلم منه الّا خيرا و أنت اعلم به منّا قال اللَّه تبارك و تعالى قد اجزت شهاداتكم و غفرت له ما علمت ممّا لا تعلمون)
و بسند صحيح از آن حضرت صلوات اللَّه عليه منقول است كه فرمودند كه هر گاه مؤمنى بميرد و در جنازه او حاضر شوند چهل مرد مؤمن و بگويند در نماز بر او يا مطلقا خواه در نماز و خواه در غير نماز كه خداوندا ما از او نمىدانيم مگر خوبى را و تو داناترى بحال او از ما حق سبحانه و تعالى فرمايد كه من قبول كردم گواهيهاى شما را بر خوبى او و آمرزيدم آن چه را من مىدانم از بديهاى او از آن چه شما آن را نمىدانيد.
و ظاهر حديث آنست كه آن شخص بحسب ظاهر بد نباشد، و محتمل است كه با علم به بديهاى او در حال حيات اين عبارت را كه حق سبحانه و تعالى مقرر ساخته است كه در نماز هر كس بگويند هر چند مخالف اعتقاد ايشان باشد حق سبحانه و تعالى بفضل خود به شهادت حساب فرمايد و او را بيامرزد با آن كه شاهد علم ندارد كه بدى او را حق سبحانه و تعالى نيامرزيده است و علم ظاهرى كه به ايمان او دارد كافى است در اين شهادت.
و در حديث صحيح از سعد بن ظريف از حضرت امام محمد باقر صلوات اللَّه عليه وارد است كه فرمودند كه در بنى اسرائيل عابدى بود كه