لوامع صاحبقرانی مشهور به شرح فقیه - علامه مجلسی - الصفحة ٢٩١ - هر گاه شخصى در كشتى بميرد او را غسل مىدهند و سنگى در پاى او مىبندند و در دريا مىاندازند
ليكن عمومات شامل اينها هست و اينها مؤيدند با آن كه در فقه رضوى نيز هست با ما بعد آن كه اگر در كشتى مرده باشد پاهاى او را سنگين مىكنند و در دريا مىاندازد و اللَّه تعالى يعلم.
[هر گاه شخصى در كشتى بميرد او را غسل مىدهند و سنگى در پاى او مىبندند و در دريا مىاندازند]
(و قال امير المؤمنين صلوات اللَّه عليه اذا مات الميّت فى البحر غسّل و حنّط و كفّن ثمّ يوثق فى رجله حجر و يرمى به فى الماء)
و در روايت وهب بن وهب از آن حضرت صلوات اللَّه عليه منقولست كه هر گاه شخصى در دريا در كشتى بميرد او را غسل مىدهند و حنوط مىكنند و كفن مىكنند و سنگى در پاى او مىبندند و در دريا مىاندازند و بعضى ذكر كردهاند كه اگر سنگى ديگر در بالا تنه او نيز ببندند و رو بقبله سر دهند كه فرو رود با امكان لازمست. و بر اين مضمون كه در حديث كالصحيح ديگر از حضرت امام جعفر صادق صلوات اللَّه عليه وارد است اما باين عبارت كه سنگين مىكنند.
و در حديث ديگر از آن حضرت صلوات اللَّه عليه منقولست كه اينها را مىكنند مشروط به آن كه كنار مقدور نباشد يا اگر نيندازند خوف مثله باشد كه بگندد يا از هم به پاشد.
(و قد روى انّه يجعل فى خابية و يوكأ رأسها و يرمى بها فى الماء هذا كلّه اذا لم يقدر على الشّط)
و بتحقيق كه در روايتى وارد شده است كه آن حديث صحيح ايوب بن حر است كه گفت از حضرت امام جعفر صادق صلوات اللَّه عليه سؤال كردند كه هر گاه شخصى بميرد در كشتى در دريا به او چه كنند حضرت فرمودند كه در ميان خمى مىگذارند و سرش را مىبندند كه جانورى داخل او نشود و در آب مىاندازند صدوق ذكر كرده است كه اين هر دو حكم در صورتيست كه قدرت بر كنار نداشته باشد و الا مىبايد كه به كنار برند و دفن كنند.