لوامع صاحبقرانی مشهور به شرح فقیه - علامه مجلسی - الصفحة ٣٧٩ - طفل هر گاه نماز را بفهمد و تميز داشته باشد بر او نماز مىخوانند
بد و حشر كن او را با هر كه او را دوست مىدارد.
و مراد از مستضعف جمعىاند كه حق را نمىدانند از سنيان و شيعيان غير اثنى عشرى و به اندك احسانى يا كلامى از مذهب خود بر مىگردند و امامى مىشوند و باز اگر احسانى يا كلامى از سنيان بشنوند سنى مىشوند.
و اين معنى را مشاهده نموديم در اكثر سنيان بصره كه در شبى اراده كرديم در راه مكه كه چون شخصى فوت شده بود از جهت او استيجار حج كنيم قريب به صد كس آمدند و [ل ع ن] كردند بر ثلاثه و چون دوازده امام را از ايشان مىپرسيديم بغير از على كسى را نمىدانستند تا آن كه بعضى از اخوان مؤمنين مرا منع كردند كه در راه مكه هم چنين تقيه مىكنى و حال آن كه متوجه آنجايى بعد از آن از آنجا به خيمه خود رفتيم و ظاهر بود كه همه سنى بودند.
و در اخبار معتبره حسنه كالصحيح از ائمه هدى صلوات اللَّه عليهم وارد شده است كه فرمودند كه مستضعفين جمعىاند كه عقل صحيحى ندارند و عقول ايشان مثل عقول اطفال است نه در كفر ثابت قدمند و نه به ايمان هدايت يافتهاند چنانكه حق سبحانه و تعالى فرموده كه إِلَّا الْمُسْتَضْعَفِينَ مِنَ الرِّجالِ وَ النِّساءِ وَ الْوِلْدانِ لا يَسْتَطِيعُونَ حِيلَةً وَ لا يَهْتَدُونَ سَبِيلًا. و ترجمهاش اين است كه مگر ضعفاء العقول از مردان و زنان و اطفال كه در كفر ثابت قدم نيستند و هدايتى به ايمان نيافتهاند.
و احاديث صحيحه وارد است در آن كه هر كس مىفهمد كه مردمان در دينها اختلاف دارند و اين جماعت مىگويند كه آنها بر باطلند و بجهنم مىروند و بر عكس اين جماعت مستضعف نيستند و عقل ايشان اقتضا مىكند كه تفحص حق بكنند.
اما ضعفاء العقول شيعه اثنى عشرى پس ايشان را مستضعف نمىگويند هر