لوامع صاحبقرانی مشهور به شرح فقیه - علامه مجلسی - الصفحة ٢٩٩ - حنظله را ملائكه غسل دادند
وَ الَّذِينَ اتَّخَذُوا مَسْجِداً ضِراراً وَ كُفْراً وَ تَفْرِيقاً بَيْنَ الْمُؤْمِنِينَ[١] را فرستاد و حضرت بامر الهى آن مسجد را سوزانيد پسرش حنظله به شرف اسلام و ايمان مشرف شد و عبد اللَّه بن ابى كه سردار منافقان بود دختر خود را نامزد او كرده بود و در جنگ احد او با منافقان مدينه كه سيصد نفر بودند از جهاد تخلف كردند و حنظله را عرس دختر نزديك شده بود از حضرت سيد المرسلين رخصت دامادى گرفت حضرت او را رخصت داد صبح كه برخاست به خاطرش رسيد كه روا باشد كه حضرت در عسر و شدت باشد و تو در عرس و عشرت باشى پيش از آن كه غسل جنابت كند سلاح برداشت كه متوجه جنگ شود دختر به او گفت به كجا مىروى گفت به جنگ گفت به خدا قسم كه دو كسرا گواه بگير كه با من نزديكى كرده مبادا از تو فرزندى حاصل شود و مردمان سخنها گويند گفت چرا گفت گمان ندارم كه ديگر ترا ببينم ديشب بخواب ديدم كه در آسمان گشوده شد و تو داخل آسمان شدى او خوشحال شد و روانه شد وقتى رسيد كه جنگ در گرفته بود خود را به ابو سفيان رسانيد و نيزه حواله او كرد و ابو سفيان از اسب افتاد و فرياد كرد كه منم ابو سفيان و حنظله قصد كشتن من دارد كفار او را در ميان گرفتند و از ايشان چند كس كشت و عاقبت شهيد شد پس حضرت صلوات اللَّه عليه امر به غسل او نكردند و فرمودند كه من فرشتگان را مىبينم در ميان آسمان و زمين كه حنظله را غسل مىدهند به آبى در نهايت سفيدى و پاكيزگى در كاسهاى نقره پس او را ناميدند به غسيل ملائكه يعنى غسل داده فرشتگان و حضرت فرمودند كه چون جنب شده بود و غسل نكرده بود فرشتگان او را غسل دادند.
و جمعى از عامه به سبب اين حديث قايلند كه جنب را غسل جنابت مىبايد
[١] آيه ١٠٨ سورة التوبة.