لوامع صاحبقرانی مشهور به شرح فقیه - علامه مجلسی - الصفحة ١٦١ - تلقين موجب نجات است
امور آخرت را ديده بود و عقلش زايل شده بود و يا زبانش بند شده بود پس ابو بصير گفت كه من عرض نمودم كه فداى تو گردم آن كلمات كدام كلماتست كه به خارجى كه بدتر از همه كفار است نفع مىرساند حضرت فرمودند كه و اللَّه كه آن كلمات اعتقاداتيست كه شما داريد پس چون به محتضرين رسيد تلقين ايشان كنيد كه شهادتين بگويند و امامت ائمه معصومين را نيز تلقين ايشان كنيد كه بگويند.
بدان كه چون اصحاب نهروان كشته شدند از ايشان نه كس گريختند و نه مذهب گذاشتند كه هر يك از ايشان را مذهب خاصى است و همه اعتقاد به خلافت شيخين دارند و با حضرت امير المؤمنين بدند كه حضرت يك گناه صغيره از او صادر شد و هر كه يك گناه صغيره مىكند كافر مىشود و گناه آن حضرت به اعتقاد آن ملاعين اين بود كه حضرت چرا به حكمين راضى شدند با آن كه در جنگ صفين وقتى كه كار بر معاويه تنگ شد و نزديك رسيد كه شكست خورند عمرو عاص به معاويه گفت كه اصحاب على احمقند اين مكر به ايشان مىزنم كه قرآنها را بر سر نيزهها مىكنيم و فرياد مىكنيم كه ما را با شما جنگى نيست ما با شما عمل مىكنيم آن چه در قرآن است چون چنين كردند اكثر دست از جنگ داشتند و به خدمت حضرت آمدند كه ايشان مسلمانند و ما مسلمان و ايشان ما را بكتاب خدا مىخوانند ما چگونه با ايشان جنگ كنيم حضرت فرمودند كه و اللَّه اين مكر عمرو عاص است ايشان قرآن چه مىدانند من بامر الهى كه در قرآنست صريحا كه فَقاتِلُوا الَّتِي تَبْغِي حَتَّى تَفِيءَ إِلى أَمْرِ اللَّهِ جنگ مىكنم و ديگر آيات و احاديث بر ايشان خواند فايده نكرد و گفتند مالك اشتر را بگو كه دست از جنگ بكشد و اگر نه ترا گرفته به معاويه مىدهيم.