لوامع صاحبقرانی مشهور به شرح فقیه - علامه مجلسی - الصفحة ١٥٩ - مؤمنى از دار دنيا بيرون نمىرود مگر به رضا و خشنودى
چنانكه اول گفت كه مىخوانم ايشان را و ايشان اجابت مىكنند، و در اين صورت به آن نحو مىشود كه ملك امر كند او را به آن كه قطع تعلق از جسم كند يا به روح بنمايند مراتب عاليه كه از جهت او مقرر شده است او قطع تعلق از اين جسم بكند مثل آن كه شخصى پيش زنى عاشق باشد و زنى بسيار مقبولتر را ببيند عاشق او شود چنانكه بعد از اين خواهد آمد.
[مؤمنى از دار دنيا بيرون نمىرود مگر به رضا و خشنودى]
(و قال الصّادق صلوات اللَّه عليه ما يخرج مؤمن[١] من الدّنيا الّا برضى منه و ذلك انّ اللَّه تبارك و تعالى يكشف له الغطاء حتّى ينظر إلى مكانه من الجنّة و ما اعدّ اللَّه له فيها و ينصب له الدّنيا كالحسن ما كانت له ثمّ يخيّر فيختار ما عند اللَّه عزّ و جلّ و يقول ما اصنع بالدّنيا و بلائها فلقّنوا موتاكم[٢] كلمات الفرج)
و آن حضرت صلوات اللَّه عليه فرمودند كه هيچ مؤمنى از دار دنيا بيرون نمىرود مگر به رضا و خشنودى او زيرا كه حق سبحانه و تعالى پرده را از پيش چشم او بر مىدارد تا جاى خود را در بهشت ببيند و ببيند حور و غلمان و ساير چيزهائى را كه حق سبحانه و تعالى از جهت او مهيا ساخته است و دنيا را نيز در نظر او در آورند به بهترين حالتى كه دنيا را مىباشد از براى كسى مثل ملك سليمانى اگر له نباشد و بنا بر نسخه كه له داشته باشد يعنى مىنمايند دنيا را به او به احسن حالاتى كه آن مؤمن را در دنيا بوده است يك وقتى بعد از آن او را مخير مىسازند كه اگر مىخواهى كه در دنيا باشى ترا در دنيا احسن حالات دنيا خواهد بود و اگر اين مراتب را مىخواهى بگو پس او گويد كه بچه كار من مىآيد دنيايى كه اگر ملك سليمانى باشد بلاها دارد و محنتها لازمه اوست پس تلقين كنيد مردگان خود را در وقت مرگ
[١] عن. خ.
[٢] أمواتكم. خ.