لوامع صاحبقرانی مشهور به شرح فقیه - علامه مجلسی - الصفحة ٥٣٢ - بزرگترين حالات آدمى روز ولادت اوست و كوچكترين حالات او روز وفات اوست
است كه مثله نشود يعنى بوى بد نكند و مردم متنفر شوند يا اعضاى ميت از هم نپاشد و با مثله ظاهرا خلافى نيست كه جايز نيست و اللَّه تعالى يعلم.
و هو يوسف بن يعقوب
و اين يوسف بن يعقوب است
و ما ذكر اللَّه عزّ و جلّ يوسف فى القرآن غيره
اين عبارت صدوقست على الظاهر چون در روايات منقوله نبود و بنا بر اين دو احتمال دارد يكى آن كه لفظ ما موصوله باشد و غيره مرفوع باشد يعنى يوسفى كه حق سبحانه و تعالى حكايت او فرموده است غير اين يوسف است و اين بحسب عبارت اظهر است و مىشود كه حديثى به او رسيده باشد با آن كه در اين خبر اسم پدرش نيست و محتمل است كه ما نافيه باشد و غيره منصوب باشد به مفعوليت يعنى حق سبحانه و تعالى در قرآن غير اين يوسف را ذكر نكرده بلكه همان يوسف است و در اين صورت رفع توهمى خواهد بود كه كسى كرده باشد كه يوسف غير آن است.
[بزرگترين حالات آدمى روز ولادت اوست و كوچكترين حالات او روز وفات اوست]
(و قال الصّادق صلوات اللَّه عليه اكبر ما يكون الانسان يوم يولد و اصغر ما يكون يوم يموت)
و آن حضرت صلوات اللَّه عليه فرمودند كه بزرگترين حالات آدمى روز ولادت اوست و كوچكترين حالات او روز وفات اوست و اين يا از آن جهت است كه در روز ولادت بىگناه است يا گرفتار تعلقات نشده است يا او را به عزت تمام در اين بدن جا مىدهند چنانكه در خبر است كه چون قبل از تعلق روح به بدن الفت او با ارواح مقدسه است راضى نمىشود تا آن كه او را تطميع مىكنند به مراتب و درجات عاليه و در وقت بيرون آمدن نيز از رحم مضايقه مىنمايد تا او را نيز وعدهها مىدهند بخلاف وقت رفتن كه گناهان بسيار دارد و خوف بىشمار و تعلقات بسيار و مع هذا ملك او را به جبر مىبرد مگر جمعى را كه مراتب عاليه ايشان را به ايشان بنمايند و آن جماعت نيز پيش از نمودن صغيرند و حقير و اللَّه تعالى يعلم.