لوامع صاحبقرانی مشهور به شرح فقیه
(١)
تتمة كتاب الطهارة
٣ ص
(٢)
باب غسل يوم الجمعة و دخول الحمام و آدابه و ما جاء في التنظيف و الزينة
٣ ص
(٣)
دخول حمام و آب بدون لنگ
٣ ص
(٤)
غسل جمعه واجبست بر مردان و زنان در سفر و حضر
٥ ص
(٥)
زمان غسل جمعه
٨ ص
(٦)
دعاى هنگام غسل جمعه
١٢ ص
(٧)
غسل روز جمعه مطهر و كفاره است گناهان را از جمعه تا جمعه
١٤ ص
(٨)
سبب غسل روز جمعه
١٥ ص
(٩)
آداب غسل جمعه
١٦ ص
(١٠)
خواندن قرآن در حمام
١٩ ص
(١١)
واجبست بر مرد كه چشم خود را به پوشد از نظر كردن به عورت مردان و زنان نامحرم
٢١ ص
(١٢)
نظر كردن به عورت كفار مثل نظر كردن به عورت الاغ است
٢٣ ص
(١٣)
حمام بهترين و بدترين خانه است
٢٤ ص
(١٤)
از آداب آنست كه آدمى فرزند خود را با خود به حمام نبرد
٢٦ ص
(١٥)
زن به حمام نرود
٢٧ ص
(١٦)
كسي كه اطاعت زنش بكند
٢٧ ص
(١٧)
شخصى كه ترك كند غسل جمعه را از روى نسيان يا عمد
٢٨ ص
(١٨)
بدن خود را به زمين حمام مرسان
٢٩ ص
(١٩)
سواك كه مسواك كردن در حمام موجب ريختن دندانهاست
٣١ ص
(٢٠)
جايز نيست وضو ساختن و غسل كردن از غساله حمام
٣١ ص
(٢١)
در روز جمعه زينت كنيد
٣٣ ص
(٢٢)
ناشتا داخل حمام مشويد
٣٤ ص
(٢٣)
مطلوب اين باشد كه سر برهنه از حمام بيرون نيايند
٣٤ ص
(٢٤)
حمام يك روز نه يك روز گوشت بدن را زياده مىكند
٣٥ ص
(٢٥)
منقولست كه آن حضرت سلام الله عليه نوره مىكشيدند
٣٥ ص
(٢٦)
نهي از سلام در حمام
٣٨ ص
(٢٧)
عورت مؤمن بر مؤمن حرام است
٤٠ ص
(٢٨)
ران از عورت نيست
٤٣ ص
(٢٩)
تحريض بر نوره كشيدن
٤٤ ص
(٣٠)
سزاوار آنست كه اجتناب كنند از نوره كشيدن در روز چهار شنبه
٥٠ ص
(٣١)
باكى نيست كه شخصى ازاله چرك بدن كند در حمام به آرد بو داده
٥٢ ص
(٣٢)
فايده حنا و نوره
٥٥ ص
(٣٣)
در تراشيدن سر
٦٥ ص
(٣٤)
گرفتن مو از بينى سبب حسن رو است
٦٨ ص
(٣٥)
هر جمعه سر خود را شستن به خطمى سبب ايمنى است از پيسى و ديوانگى
٦٨ ص
(٣٦)
شستن سر به سدر روزى را مىكشاند
٧٠ ص
(٣٧)
كسى كه پاهاى خود را بشويد بعد از بيرون آمدن از حمام
٧١ ص
(٣٨)
شاد باش به كسي كه از حمام خارج مىشود
٧١ ص
(٣٩)
عمده دردها و مرضها سه است
٧٤ ص
(٤٠)
سه چيز است كه بدن را از هم مىپاشند
٧٥ ص
(٤١)
ناخن گرفتن در روز جمعه
٧٥ ص
(٤٢)
گرفتن شارب در هر جمعه
٧٩ ص
(٤٣)
هر كه ناخنها را در روز پنجشنبه بگيرد
٨٠ ص
(٤٤)
زنان اندكى از ناخنهاى خود را بگذارند از براى زينت
٨٤ ص
(٤٥)
هر گاه ناخنها و مو را بگيرند سنت است كه آن را دفن كنند
٨٥ ص
(٤٦)
شانه كردن مو نزد هر نمازى
٨٥ ص
(٤٧)
سه چيز است كه هر كه لذت يا ثواب آن را بداند آنها را ترك نخواهد كرد
٩٠ ص
(٤٨)
كوتاه كردن موى سر
٩٢ ص
(٤٩)
هر كه موى سر را بگذارد مىبايد كه آن را تربيت نيكو بكند
٩٢ ص
(٥٠)
تأكيد بر باز كردن فرق سر
٩٧ ص
(٥١)
پشت لب بالا را بيخ بچينيد و ريش را دراز كنيد
٩٩ ص
(٥٢)
در مذمت ريش بلند
١٠٠ ص
(٥٣)
در مدح موى سفيد
١٠٢ ص
(٥٤)
در كندن موى سفيد
١٠٤ ص
(٥٥)
چهار چيز از اخلاق انبياست
١٠٦ ص
(٥٦)
زمان ناخن گرفتن و حجامت
١٠٦ ص
(٥٧)
باب غسل الميت
١٠٨ ص
(٥٨)
در اجر بردن مريض
١٠٨ ص
(٥٩)
در عيادت مريض
١١١ ص
(٦٠)
در زيارت برادر مؤمن
١١٣ ص
(٦١)
بوسيدن پيشاني و دست مؤمن
١١٨ ص
(٦٢)
نفع رساندن به مؤمنين
١١٩ ص
(٦٣)
در ظهور حضرت مهدى
١٢٤ ص
(٦٤)
حقوق مؤمن بر مؤمن
١٢٦ ص
(٦٥)
و اما شروط عيادت
١٣٠ ص
(٦٦)
دعاهاى مجرب هنگام مرض
١٣٢ ص
(٦٧)
آداب احتضار و دعاهاى آن و تلقين كردن
١٣٤ ص
(٦٨)
عاقلترين اوقات مؤمن حالت موتست
١٤١ ص
(٦٩)
توجيه ميت به طرف قبله
١٤٤ ص
(٧٠)
توبه قبل از مرگ
١٤٧ ص
(٧١)
كيفية قبض روح ملك الموت
١٥٨ ص
(٧٢)
مؤمنى از دار دنيا بيرون نمىرود مگر به رضا و خشنودى
١٥٩ ص
(٧٣)
تلقين موجب نجات است
١٦٠ ص
(٧٤)
موت فجأة سبب راحتى مؤمن است
١٦٢ ص
(٧٥)
مرگ كفاره گناه هر مؤمنى است و تخفيف مىدهد گناهان را
١٦٤ ص
(٧٦)
شيطان هنگام مرگ حاضر مىشود
١٦٩ ص
(٧٧)
مؤمن محبوب خود را هنگام مرگ مىبيند
١٧٠ ص
(٧٨)
مؤمن هنگام مرگ نوراني مىشود
١٧١ ص
(٧٩)
آخرين مزه كه آدمى مىيابد در وقت مردن مزه انگور است
١٧١ ص
(٨٠)
ملك الموت چگونه قبض روح مؤمنان مىكند
١٧٢ ص
(٨١)
هر كس كه مرگ او را حاضر مىشود حضرت رسول و ائمه معصومين را مىبيند
١٧٣ ص
(٨٢)
چون جان به حلق مىرسد جاى او را در بهشت به او مىنمايند
١٧٥ ص
(٨٣)
چه كسي جانها را مىگيرد
١٨٤ ص
(٨٤)
دوست حضرت امير المؤمنين آن حضرت را در سه موضع مىبيند
١٨٦ ص
(٨٥)
ملك الموت دفع مىكند شيطان را از كسى كه محافظت نموده است نمازها را
١٩٢ ص
(٨٦)
چون بنده در روز آخر دنيا و روز اول آخرت باشد در برابر او ممثل مىشود مال او و فرزندان او و عمل صالح
١٩٦ ص
(٨٧)
هر كه در روز جمعه يا شب جمعه بميرد
١٩٨ ص
(٨٨)
هر ميتى كه مردن او را نزديك مىشود حق سبحانه و تعالى به او باز مىدهد از بصيرت و شنوايى و عقل
١٩٩ ص
(٨٩)
هر گاه آدمى در حالت جان كندن دستها يا پاها يا سر را حركت دهد
٢٠٠ ص
(٩٠)
هر گاه جان كندن بر ميت دشوار شود
٢٠١ ص
(٩١)
چون بميرد واجبست كه بگويند كلمه استرجاع را
٢٠٢ ص
(٩٢)
از چه سبب است كه ميت را غسل مىدهند
٢٠٤ ص
(٩٣)
هيچ روحى از بدن بيرون نمىرود تا آن كه جاى خود را مىبيند
٢٠٤ ص
(٩٤)
هر كه در حالت احرام بحج يا به عمره بميرد
٢٠٥ ص
(٩٥)
هر كه بميرد در يكى از مكه يا مدينه يا در حرم
٢٠٥ ص
(٩٦)
هر گاه زنى در زاييدن تا انتهاء نفاسش بميرد
٢٠٥ ص
(٩٧)
هر كه در غربت بميرد شهيد از دنيا مىرود
٢٠٥ ص
(٩٨)
تفسير قول حق سبحانه و تعالى كه ترجمهاش اينست كه هيچ نفسى نمىداند كه فردا چه خواهد كرد
٢٠٦ ص
(٩٩)
هر گاه مؤمن مىميرد مكانهاى كه عبادت مىكرده بر او مىگريند
٢٠٦ ص
(١٠٠)
هر كه فردا را از عمر خود داند پس بد مصاحبت كرده است با مرگ
٢٠٧ ص
(١٠١)
خديجه در حال احتضار
٢٠٧ ص
(١٠٢)
شش كسرا ضامنم كه به بهشت روند
٢٠٨ ص
(١٠٣)
كرامت و تعظيم ميت آنست كه او را زود به قبر رسانند
٢٠٩ ص
(١٠٤)
ثواب غسل دادن ميت چه چيز است
٢١١ ص
(١٠٥)
آيا از جهت غسل ميت حدى از آب مقرر هست
٢١٥ ص
(١٠٦)
جهت غسل ميت آب را گرم نمىبايد كرد
٢١٨ ص
(١٠٧)
ميت را تنها مگذاريد كه شيطان با او بازى مىكند
٢١٩ ص
(١٠٨)
ميت را در فضاى غير مسقف غسل مىتوان داد
٢٢٠ ص
(١٠٩)
هر يك از زن و شوهر غسل يكديگر مىتوانند داد مطلقا
٢٢٠ ص
(١١٠)
حضرت فاطمه زهرا را حضرت امير المؤمنين غسل دادند
٢٢١ ص
(١١١)
باب المس
٢٢٣ ص
(١١٢)
هر عضوى از اعضاى آدمى را كه مس كند و استخوان داشته باشد غسل واجبست
٢٢٣ ص
(١١٣)
غسل نيست مگر در ميت آدمى
٢٢٤ ص
(١١٤)
ميت آدمى اگر سرد نشده باشد بر او غسل واجب نيست
٢٢٤ ص
(١١٥)
در بوسيدن ميت نزد مردن خواه نمرده باشد يا مرده باشد و گرم باشد باكى نيست
٢٢٥ ص
(١١٦)
كسى كه جامه او به بدن مرده آدمى رسد يعنى پيش از غسل و بعد از سرد شدن بر اوست كه بشويد
٢٢٦ ص
(١١٧)
كسى كه غسل مىدهد ميت را اول كفن ميت را مهيا مىكند
٢٢٧ ص
(١١٨)
دو چوب از درخت خرما كه تر باشد و نوشتن شهادتين بر كفن
٢٢٨ ص
(١١٩)
سعى كنيد در نفيس بودن كفن كه روز قيامت در اين كفنها مبعوث خواهيد شد
٢٣٧ ص
(١٢٠)
مستحب است كه ميت را كفن كنند در جامه كه در آن جامه نماز مىكرده باشد
٢٣٩ ص
(١٢١)
جايز نيست كه ميت را كفن كنند به كتان و نه به ابريشم
٢٤٠ ص
(١٢٢)
سزاوار آنست كه پيراهن ميت سجاف نداشته باشد و تكمه و بندش را نبندند
٢٤٣ ص
(١٢٣)
آدابي از غسل ميت
٢٤٤ ص
(١٢٤)
كافور كامل از جهت حنوط ميت يا غسل و حنوط هر دو سيزده درم و ثلثى است كه هفت مثقال صيرفى باشد
٢٥٢ ص
(١٢٥)
حنوط مرد و زن مثل يكديگرند
٢٥٤ ص
(١٢٦)
چون غاسل فارغ شود از شستن سيم پس سنت است كه دستها را از مرفق تا سر انگشتان بشويد
٢٥٧ ص
(١٢٧)
چون از غسل فارغ شود سنت است كه بدن ميت را به جامه خشك كند تا كفن تر نشود
٢٥٨ ص
(١٢٨)
جايز نيست كه آب غساله كه از بدن ميت ريخته مىشود در چاه بول و غايط
٢٥٨ ص
(١٢٩)
جايز نيست كه ناخنهاى ميت را بگيرند
٢٥٩ ص
(١٣٠)
غاسل ابتدا مىكند به وضو
٢٥٩ ص
(١٣١)
مستحبات هنگام كفن
٢٦٤ ص
(١٣٢)
چون از كفن ميت فارغ شود حنوط كند ميت را
٢٦٥ ص
(١٣٣)
جايز نيست كه بگويند كه رفق كنيد به ميت يا ترحم كنيد بر او كه ديرتر او را دفن كنيد
٢٦٦ ص
(١٣٤)
اگر از ميت نجاستى ظاهر شود بعد از غسل غسل را اعاده نمىكنند
٢٦٨ ص
(١٣٥)
هر كه كفن كند ميتى را چنانست كه ضامن پوشش او شده است تا روز قيامت
٢٦٩ ص
(١٣٦)
جنب هر گاه بميرد او را يك غسل مىدهند
٢٧٠ ص
(١٣٧)
ناخنهاى ميت را نمىتوان گرفت و موى زير بغل او را نمىتوان كند
٢٧١ ص
(١٣٨)
گر زنى بچه سقط كند كه خلقتش تمام شده باشد غسل مىدهند او را
٢٧١ ص
(١٣٩)
كفن واجب سه قطعه است
٢٧٢ ص
(١٤٠)
حضرت رسول
٢٧٦ ص
(١٤١)
امام باقر در وصيت نامه نوشت كه او را كفن كنند در سه جامه
٢٧٨ ص
(١٤٢)
مرده را مىتوان در سه جامه سر تا سرى كفن كرد بى پيراهن
٢٧٨ ص
(١٤٣)
زنى كه در نفاس بميرد او را غسل دهند چنانكه زن پاك را غسل مىدهند
٢٧٨ ص
(١٤٤)
زنى كه بميرد و زنى نباشد و مرد محرمى نباشد
٢٨٠ ص
(١٤٥)
كودك را تا سه سال زنان مىتوانند غسل دهند
٢٨٢ ص
(١٤٦)
مرد زن و مادر و خواهر خود را غسل مىدهد و زن محرم خود را
٢٨٣ ص
(١٤٧)
مردى كه بميرد و نباشد با او مردى مسلمان و نه زن مسلمانى كه از خويشان او باشد
٢٨٦ ص
(١٤٨)
پنج كسند كه سه روز انتظار ايشان مىبايد كشيد كه مبادا سكته كرده باشند و نمرده باشند
٢٨٨ ص
(١٤٩)
كسى كه آبله داشته باشد و بميرد آب بر او مىريزند اگر خوف آن باشد كه اگر دست بمالند چيزى از پوست او جدا شود
٢٩٠ ص
(١٥٠)
هر گاه شخصى در كشتى بميرد او را غسل مىدهند و سنگى در پاى او مىبندند و در دريا مىاندازند
٢٩١ ص
(١٥١)
مرد و زنى را كه مىخواهند سنگسار كنند غسل مىدهند و حنوط مىكنند و كفن مىپوشانند پيش از كشتن بعد از آن سنگ باران مىكنند
٢٩٢ ص
(١٥٢)
هر گاه شخصى را از حلق كشيده باشند كه راهزنى كرده باشد بعد از سه روز او را از دار به زير آورند و غسل دهند و نماز كنند و دفن كنند
٢٩٣ ص
(١٥٣)
شخصى كه او را درنده يا مرغان خورده باشند و استخوانهاى او مانده باشد با او چه كنند؟
٢٩٣ ص
(١٥٤)
امير المؤمنين صلوات الله عليه غسل نداد عمار بن ياسر را، و نه هاشم بن عتبة را
٢٩٤ ص
(١٥٥)
هر گاه به شهيد رسند و بقيه حيات چيزى مانده باشد خواه در معركه بميرد و خواه در غير معركه او را غسل مىدهند
٢٩٦ ص
(١٥٦)
حنظله را ملائكه غسل دادند
٢٩٨ ص
(١٥٧)
از شهيد پوستين و موزه و كلاه و عمامه و كمربند و زير جامه را
٣٠٠ ص
(١٥٨)
محرم هر گاه بميرد غسل مىدهند او را به سدر و قراح و غسل كافور نمىدهند
٣٠٠ ص
(١٥٩)
كسى كه در معركه جنگى كشته شده باشد كه آن جنگ به فرموده حق سبحانه و تعالى نبوده باشد او را غسل مىدهند
٣٠١ ص
(١٦٠)
هر گاه زن حامله بميرد و فرزند در شكمش زنده باشد مىشكافند
٣٠١ ص
(١٦١)
چراغ روشن كردن در خانه امام باقر پس از رحلتش
٣٠٣ ص
(١٦٢)
كسى كه جنب باشد و خواهد كه ميت را غسل دهد مستحب است كه وضو بسازد
٣٠٤ ص
(١٦٣)
كسى كه غسل دهد ميتى را و خون بسيار از او آيد و منقطع نشود
٣٠٥ ص
(١٦٤)
غسل مس ميت مىكند كسى كه غسل مىدهد ميت را
٣٠٥ ص
(١٦٥)
بوسيدن امام صادق ع جنازه اسماعيل را
٣٠٦ ص
(١٦٦)
حضرت سيد المرسلين
٣٠٧ ص
(١٦٧)
باب الصلاة على الميت
٣٠٨ ص
(١٦٨)
هر كه از عقب جنازه برود حق سبحانه و تعالى از جهت او چهار حصه از ثواب بنويسد
٣٠٨ ص
(١٦٩)
هر كه چهار گوشه تابوت را بگيرد حق سبحانه و تعالى بيست و پنج گناه كبيره او را بيامرزد
٣١٤ ص
(١٧٠)
پياده رفتن پشت سر تابوت بهتر است از پياده رفتن پيش پيش تابوت
٣١٦ ص
(١٧١)
در حمل تابوت هر جانبى كه آسان باشد برمىدارند
٣١٧ ص
(١٧٢)
حمل چراغ و آتش با جنازه
٣١٧ ص
(١٧٣)
راه رفتن همراه جنازه
٣١٩ ص
(١٧٤)
نماز بر آدم ع
٣٢٠ ص
(١٧٥)
نماز ميت خواندن رسول خدا ص
٣٢١ ص
(١٧٦)
كسى كه نماز كند بر ميتى پس بايد كه نزد سر او بايستد
٣٢٣ ص
(١٧٧)
اقوال در نماز ميت بعد از تكبيرات
٣٢٣ ص
(١٧٨)
چون از نماز فارغ شود از جاى خود به جايى ديگر تا نبيند جنازه را بر دستهاى مردان
٣٣٦ ص
(١٧٩)
علت اين كه بر بر ميت پنج تكبير مىگويند
٣٣٧ ص
(١٨٠)
كسى كه نماز كند بر زن محاذى سينه او مىايستد
٣٣٨ ص
(١٨١)
در نماز بر ميت سلام نيست مگر در حال تقيه
٣٤٠ ص
(١٨٢)
حضرت سيد المرسلين
٣٤٠ ص
(١٨٣)
كسى كه تكبير گفته باشد بر جنازه يك تكبير يا دو تكبير و جنازه ديگر با او بياورند
٣٤٣ ص
(١٨٤)
كسى كه نماز كند بر جنازه و ظاهر شود كه گشته بوده است
٣٤٥ ص
(١٨٥)
هر گاه شخصى در اثناى نماز برسد و يك تكبير يا دو تكبير را با امام دريابد
٣٤٧ ص
(١٨٦)
چهل مرد مؤمن در نماز بر او يا مطلقا خواه كه خداوندا ما از او نمىدانيم مگر خوبى
٣٤٨ ص
(١٨٧)
نماز بر ميت را در مسجد مىتوان كرد
٣٥٠ ص
(١٨٨)
هر گاه زنى بميرد شوهرش احق است به او در نماز
٣٥١ ص
(١٨٩)
اولى مردمان به پيش نمازى نماز ميت كسى است كه ولى او را مقدم دارد
٣٥٢ ص
(١٩٠)
هر گاه فوت شود از تو نماز كردن بر ميت
٣٥٤ ص
(١٩١)
اگر دو نفر بر جنازه نماز كنند اشكال يكى از ايشان در عقب ديگرى مىايستد
٣٥٥ ص
(١٩٢)
زن بر زن نماز ميت مىخواند
٣٥٧ ص
(١٩٣)
نماز بر هر مسلمانى واجب است و لو خود كشي كرده باشد
٣٥٩ ص
(١٩٤)
نماز عريانا بر ميت
٣٦٠ ص
(١٩٥)
اگر در اثناى سفر به پارهاي چند آدم بر خوردند
٣٦٢ ص
(١٩٦)
نماز بر سينه است
٣٦٣ ص
(١٩٧)
اگر عضو تام يافت شود
٣٦٤ ص
(١٩٨)
هر گاه شخصى را دو نيم كرده باشند نماز مىكنند بر سينه در آن است
٣٦٥ ص
(١٩٩)
اگر يافت نشود مگر سر ميت نماز بر آن نمىكنند
٣٦٥ ص
(٢٠٠)
طفل هر گاه نماز را بفهمد و تميز داشته باشد بر او نماز مىخوانند
٣٦٦ ص
(٢٠١)
دعا بر غير مستبصر در نماز ميت
٣٨٣ ص
(٢٠٢)
اگر مرد و زن بودند زن را مقدم مىداشتند به جانب قبله
٣٨٧ ص
(٢٠٣)
هر گاه شخصى را دعوت كنند به ضيافتى و يا به امور ميت بخواند اجابت رفتن به جنازه كند
٣٩٣ ص
(٢٠٤)
نماز مكن بر جنازه در كفش عجمى يعنى در نعل عربى كه پشت پا را نمىپوشاند خوبست
٣٩٥ ص
(٢٠٥)
بي وضو نماز ميت مىتوان كرد
٣٩٦ ص
(٢٠٦)
حايض نماز جنازه مىتواند كرد
٣٩٨ ص
(٢٠٧)
چون ميت را به نزديك قبر آورى پس به ناگاه او را داخل قبر مكن
٣٩٩ ص
(٢٠٨)
ولي هر كه را خواست داخل قبر مىفرستد
٤٠١ ص
(٢٠٩)
چون نظرش به قبر افتد اين دعا بخواند
٤٠٢ ص
(٢١٠)
حد قبر تا ترقوه است
٤٠٣ ص
(٢١١)
تجويز فرمودند كه فرش كنند قبر را به چوب ساج
٤٠٤ ص
(٢١٢)
هر چيزى را دريست و در قبر از پيش پاهاى ميت است
٤٠٥ ص
(٢١٣)
زن را به عرض مىگيرند از پيش لحد كه پيش قبله است
٤٠٦ ص
(٢١٤)
چون داخل قبر شوى كه ميتى را به قبر در آورى بخوان سوره حمد و دعاهاى ديگر را
٤٠٧ ص
(٢١٥)
بالشى از خاك مىسازند از براى ميت كه سرش به زير نيفتد
٤١٣ ص
(٢١٦)
بندهاى كفن را مىگشايند
٤١٣ ص
(٢١٧)
تلقين ميت در قبر
٤١٤ ص
(٢١٨)
هر گاه قبر او را زيارت كنى رو به قبله كن و هر دو دست را بر قبر گذار و اين دعا را بخوان
٤١٦ ص
(٢١٩)
چون قبر درست شود و پر شود پس آب بريز بر قبر ميت در حالتى كه رو به قبر باشى
٤١٧ ص
(٢٢٠)
تلقين براي دفع نكير و منكر
٤٢٣ ص
(٢٢١)
باب التعزية و الجزع عند المصيبة و زيارة القبور و النوح و الماتم
٤٢٧ ص
(٢٢٢)
هر كه تسلى دهد و صبر فرمايد اندوهناكى را
٤٢٧ ص
(٢٢٣)
تعزيه قبل و بعد از دفن
٤٢٨ ص
(٢٢٤)
از پرسش و صبر فرمودن همين بس است كه صاحب مصيبت ترا به بيند
٤٢٩ ص
(٢٢٥)
سزاوار است صاحب مصيبت ردا نپوشد
٤٣٥ ص
(٢٢٦)
سزاوار نظر به همسايگان ميت آنست كه اطعام كنند سه روز بيت ميت را
٤٣٦ ص
(٢٢٧)
از رحمت الهى دور است كسى كه ردا نپوشد در مصيبت ديگران
٤٣٦ ص
(٢٢٨)
دريدن جامه در عزا
٤٣٦ ص
(٢٢٩)
فشار قبر بر سعد بن معاذ
٤٣٧ ص
(٢٣٠)
صبر در مصيبت
٤٣٩ ص
(٢٣١)
انسان فراموش مىكند
٤٤٧ ص
(٢٣٢)
اجري كه در صبر هست
٤٤٨ ص
(٢٣٣)
چون اسماعيل از دنيا رفت حضرت از خانه بىكفش و بىردا بيرون آمدند
٤٤٩ ص
(٢٣٤)
حضرت سيد الساجدين
٤٤٩ ص
(٢٣٥)
چون ابراهيم فرزند سيد المرسلين
٤٥٢ ص
(٢٣٦)
بلا و صبر هر دو متوجه مؤمن مىشوند
٤٥٣ ص
(٢٣٧)
خروج زن در ماتم
٤٥٤ ص
(٢٣٨)
در قبر مگر از كسى كه ايمان خالص داشته باشد و آنها شيعيان صالحند
٤٥٥ ص
(٢٣٩)
زيارت قبرهاى مؤمنان و از بنا كردن مسجدها در قبرستان
٤٦١ ص
(٢٤٠)
سلام بر اهل قبور
٤٦٤ ص
(٢٤١)
سخن با اهل قبور
٤٦٥ ص
(٢٤٢)
حضرت فاطمه هر صبح شنبه زيارت قبور شهدا و زيارت حمزه مىآمدند
٤٦٨ ص
(٢٤٣)
هر گاه داخل شوى در قبرستان پس بگو
٤٦٩ ص
(٢٤٤)
زمان زيارت اهل قبور
٤٧٣ ص
(٢٤٥)
كافر اهل خود را زيارت مىكند چه مىبيند
٤٧٥ ص
(٢٤٦)
مؤمن ميت هر گاه كسى به زيارت او مىرود به او انس مىگيرد
٤٧٦ ص
(٢٤٧)
سه روز ماتم ميت را مىگيرند
٤٧٧ ص
(٢٤٨)
حضرت رسول در وقتى كه خبر شهادت جعفر رسيد فرمودند كه از براى اهل خانه جعفر طعامى مهيا كنيد
٤٧٧ ص
(٢٤٩)
كسى ترك زينت نكند از جهت كسى زياده از سه روز مگر زن كه در عزاى شوهر خود
٤٨٠ ص
(٢٥٠)
نوحهگر دادن حلالست
٤٨٠ ص
(٢٥١)
مزد نوحهگرى حلال است
٤٨١ ص
(٢٥٢)
پيامبر امر كردند بر حمزه گريه كنند
٤٨٢ ص
(٢٥٣)
نماز از طرف ميت
٤٨٣ ص
(٢٥٤)
هديه براي ميت
٤٨٤ ص
(٢٥٥)
دعاى ابو ذر بر قبر فرزندش
٤٩٥ ص
(٢٥٦)
باب النوادر
٤٩٧ ص
(٢٥٧)
مرگ فقيه شيطان را شاد مىكند
٤٩٧ ص
(٢٥٨)
مرگ پسر هيجده ساله
٤٩٩ ص
(٢٥٩)
هلاك قبل از قيامت
٤٩٩ ص
(٢٦٠)
تهنيت بر مصيبت
٥٠٠ ص
(٢٦١)
شخصى كه به پسر خود يا به دختر خود بگويد كه پدر و مادرم فداى تو باد
٥٠١ ص
(٢٦٢)
صبر بر دو قسم است
٥٠٢ ص
(٢٦٣)
رضا به قضاى خدا
٥٠٣ ص
(٢٦٤)
گريه ساكن مىگرداند غم و اندوه را
٥٠٤ ص
(٢٦٥)
بهترين و غمناكترين چيز دنيا
٥٠٤ ص
(٢٦٦)
ترحم بر يتيم
٥٠٥ ص
(٢٦٧)
از رسول خدا منقولست كه فرمودند حق تعالى كراهت دارد از براى من شش چيز را
٥٠٨ ص
(٢٦٨)
خاك غير قبر را در قبر نريزند
٥٠٩ ص
(٢٦٩)
كفن از پاكترين اموال باشد
٥٠٩ ص
(٢٧٠)
مرگ شيعيان به شكم درد است
٥١١ ص
(٢٧١)
معناى حديث من جدد قبرا
٥١١ ص
(٢٧٢)
جسد مؤمن هم مىپوسد
٥١٥ ص
(٢٧٣)
بدن پيامبر و ائمه سالم مىماند
٥١٦ ص
(٢٧٤)
عرضه اعمال بر رسول خدا
٥١٨ ص
(٢٧٥)
عذاب قبر بر مصلوب
٥١٨ ص
(٢٧٦)
اگر سر و ريش ميت را پيش از غسل سدر به كف سدر و خطمى بشويند
٥١٩ ص
(٢٧٧)
غسل ميت مثل غسل جنب است
٥٢٠ ص
(٢٧٨)
باكى نيست كه ميت بالاى ميت بايستى و غسل دهى
٥٢١ ص
(٢٧٩)
ملائكه در تشييع جنازه
٥٢١ ص
(٢٨٠)
بعضى از مستحبات غسل ميت
٥٢١ ص
(٢٨١)
روح در بالاى جسد
٥٢٢ ص
(٢٨٢)
ارواح بر صفت اجساد يعنى در قالب مثالى در درختيند از درختهاى بهشت
٥٢٣ ص
(٢٨٣)
جنازه يوسف در شام
٥٢٩ ص
(٢٨٤)
بزرگترين حالات آدمى روز ولادت اوست و كوچكترين حالات او روز وفات اوست
٥٣٢ ص
(٢٨٥)
حق نيافريده است يقينى را كه شكى در او نباشد شبيهتر از مردن
٥٣٣ ص
(٢٨٦)
اول كسى كه از جهت او را در تابوت گذاشتند از مسلمانان
٥٣٣ ص
(٢٨٧)
فهرست مجلد دوم كتاب شرح فقيه
٥٣٥ ص
 
٢ ص
٣ ص
٤ ص
٥ ص
٦ ص
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص
١٧٣ ص
١٧٤ ص
١٧٥ ص
١٧٦ ص
١٧٧ ص
١٧٨ ص
١٧٩ ص
١٨٠ ص
١٨١ ص
١٨٢ ص
١٨٣ ص
١٨٤ ص
١٨٥ ص
١٨٦ ص
١٨٧ ص
١٨٨ ص
١٨٩ ص
١٩٠ ص
١٩١ ص
١٩٢ ص
١٩٣ ص
١٩٤ ص
١٩٥ ص
١٩٦ ص
١٩٧ ص
١٩٨ ص
١٩٩ ص
٢٠٠ ص
٢٠١ ص
٢٠٢ ص
٢٠٣ ص
٢٠٤ ص
٢٠٥ ص
٢٠٦ ص
٢٠٧ ص
٢٠٨ ص
٢٠٩ ص
٢١٠ ص
٢١١ ص
٢١٢ ص
٢١٣ ص
٢١٤ ص
٢١٥ ص
٢١٦ ص
٢١٧ ص
٢١٨ ص
٢١٩ ص
٢٢٠ ص
٢٢١ ص
٢٢٢ ص
٢٢٣ ص
٢٢٤ ص
٢٢٥ ص
٢٢٦ ص
٢٢٧ ص
٢٢٨ ص
٢٢٩ ص
٢٣٠ ص
٢٣١ ص
٢٣٢ ص
٢٣٣ ص
٢٣٤ ص
٢٣٥ ص
٢٣٦ ص
٢٣٧ ص
٢٣٨ ص
٢٣٩ ص
٢٤٠ ص
٢٤١ ص
٢٤٢ ص
٢٤٣ ص
٢٤٤ ص
٢٤٥ ص
٢٤٦ ص
٢٤٧ ص
٢٤٨ ص
٢٤٩ ص
٢٥٠ ص
٢٥١ ص
٢٥٢ ص
٢٥٣ ص
٢٥٤ ص
٢٥٥ ص
٢٥٦ ص
٢٥٧ ص
٢٥٨ ص
٢٥٩ ص
٢٦٠ ص
٢٦١ ص
٢٦٢ ص
٢٦٣ ص
٢٦٤ ص
٢٦٥ ص
٢٦٦ ص
٢٦٧ ص
٢٦٨ ص
٢٦٩ ص
٢٧٠ ص
٢٧١ ص
٢٧٢ ص
٢٧٣ ص
٢٧٤ ص
٢٧٥ ص
٢٧٦ ص
٢٧٧ ص
٢٧٨ ص
٢٧٩ ص
٢٨٠ ص
٢٨١ ص
٢٨٢ ص
٢٨٣ ص
٢٨٤ ص
٢٨٥ ص
٢٨٦ ص
٢٨٧ ص
٢٨٨ ص
٢٨٩ ص
٢٩٠ ص
٢٩١ ص
٢٩٢ ص
٢٩٣ ص
٢٩٤ ص
٢٩٥ ص
٢٩٦ ص
٢٩٧ ص
٢٩٨ ص
٢٩٩ ص
٣٠٠ ص
٣٠١ ص
٣٠٢ ص
٣٠٣ ص
٣٠٤ ص
٣٠٥ ص
٣٠٦ ص
٣٠٧ ص
٣٠٨ ص
٣٠٩ ص
٣١٠ ص
٣١١ ص
٣١٢ ص
٣١٣ ص
٣١٤ ص
٣١٥ ص
٣١٦ ص
٣١٧ ص
٣١٨ ص
٣١٩ ص
٣٢٠ ص
٣٢١ ص
٣٢٢ ص
٣٢٣ ص
٣٢٤ ص
٣٢٥ ص
٣٢٦ ص
٣٢٧ ص
٣٢٨ ص
٣٢٩ ص
٣٣٠ ص
٣٣١ ص
٣٣٢ ص
٣٣٣ ص
٣٣٤ ص
٣٣٥ ص
٣٣٦ ص
٣٣٧ ص
٣٣٨ ص
٣٣٩ ص
٣٤٠ ص
٣٤١ ص
٣٤٢ ص
٣٤٣ ص
٣٤٤ ص
٣٤٥ ص
٣٤٦ ص
٣٤٧ ص
٣٤٨ ص
٣٤٩ ص
٣٥٠ ص
٣٥١ ص
٣٥٢ ص
٣٥٣ ص
٣٥٤ ص
٣٥٥ ص
٣٥٦ ص
٣٥٧ ص
٣٥٨ ص
٣٥٩ ص
٣٦٠ ص
٣٦١ ص
٣٦٢ ص
٣٦٣ ص
٣٦٤ ص
٣٦٥ ص
٣٦٦ ص
٣٦٧ ص
٣٦٨ ص
٣٦٩ ص
٣٧٠ ص
٣٧١ ص
٣٧٢ ص
٣٧٣ ص
٣٧٤ ص
٣٧٥ ص
٣٧٦ ص
٣٧٧ ص
٣٧٨ ص
٣٧٩ ص
٣٨٠ ص
٣٨١ ص
٣٨٢ ص
٣٨٣ ص
٣٨٤ ص
٣٨٥ ص
٣٨٦ ص
٣٨٧ ص
٣٨٨ ص
٣٨٩ ص
٣٩٠ ص
٣٩١ ص
٣٩٢ ص
٣٩٣ ص
٣٩٤ ص
٣٩٥ ص
٣٩٦ ص
٣٩٧ ص
٣٩٨ ص
٣٩٩ ص
٤٠٠ ص
٤٠١ ص
٤٠٢ ص
٤٠٣ ص
٤٠٤ ص
٤٠٥ ص
٤٠٦ ص
٤٠٧ ص
٤٠٨ ص
٤٠٩ ص
٤١٠ ص
٤١١ ص
٤١٢ ص
٤١٣ ص
٤١٤ ص
٤١٥ ص
٤١٦ ص
٤١٧ ص
٤١٨ ص
٤١٩ ص
٤٢٠ ص
٤٢١ ص
٤٢٢ ص
٤٢٣ ص
٤٢٤ ص
٤٢٥ ص
٤٢٦ ص
٤٢٧ ص
٤٢٨ ص
٤٢٩ ص
٤٣٠ ص
٤٣١ ص
٤٣٢ ص
٤٣٣ ص
٤٣٤ ص
٤٣٥ ص
٤٣٦ ص
٤٣٧ ص
٤٣٨ ص
٤٣٩ ص
٤٤٠ ص
٤٤١ ص
٤٤٢ ص
٤٤٣ ص
٤٤٤ ص
٤٤٥ ص
٤٤٦ ص
٤٤٧ ص
٤٤٨ ص
٤٤٩ ص
٤٥٠ ص
٤٥١ ص
٤٥٢ ص
٤٥٣ ص
٤٥٤ ص
٤٥٥ ص
٤٥٦ ص
٤٥٧ ص
٤٥٨ ص
٤٥٩ ص
٤٦٠ ص
٤٦١ ص
٤٦٢ ص
٤٦٣ ص
٤٦٤ ص
٤٦٥ ص
٤٦٦ ص
٤٦٧ ص
٤٦٨ ص
٤٦٩ ص
٤٧٠ ص
٤٧١ ص
٤٧٢ ص
٤٧٣ ص
٤٧٤ ص
٤٧٥ ص
٤٧٦ ص
٤٧٧ ص
٤٧٨ ص
٤٧٩ ص
٤٨٠ ص
٤٨١ ص
٤٨٢ ص
٤٨٣ ص
٤٨٤ ص
٤٨٥ ص
٤٨٦ ص
٤٨٧ ص
٤٨٨ ص
٤٨٩ ص
٤٩٠ ص
٤٩١ ص
٤٩٢ ص
٤٩٣ ص
٤٩٤ ص
٤٩٥ ص
٤٩٦ ص
٤٩٧ ص
٤٩٨ ص
٤٩٩ ص
٥٠٠ ص
٥٠١ ص
٥٠٢ ص
٥٠٣ ص
٥٠٤ ص
٥٠٥ ص
٥٠٦ ص
٥٠٧ ص
٥٠٨ ص
٥٠٩ ص
٥١٠ ص
٥١١ ص
٥١٢ ص
٥١٣ ص
٥١٤ ص
٥١٥ ص
٥١٦ ص
٥١٧ ص
٥١٨ ص
٥١٩ ص
٥٢٠ ص
٥٢١ ص
٥٢٢ ص
٥٢٣ ص
٥٢٤ ص
٥٢٥ ص
٥٢٦ ص
٥٢٧ ص
٥٢٨ ص
٥٢٩ ص
٥٣٠ ص
٥٣١ ص
٥٣٢ ص
٥٣٣ ص
٥٣٤ ص
٥٣٥ ص

لوامع صاحبقرانی مشهور به شرح فقیه - علامه مجلسی - الصفحة ٢٧٦ - حضرت رسول

و در حديث صحيح از حضرت امام محمد باقر صلوات اللَّه عليه منقولست كه مرد را در سه جامه كفن مى‌كنند و زن اگر بزرگ باشد در پنج جامه پيراهن و ران پيچ و مقنعه و دو لفافه.

و در حديث كالصحيح از حضرت امام جعفر صادق صلوات اللَّه عليه وارد است كه ميت را در سه جامه كفن مى‌كنند بغير از ران پيچ و عمامه.

و احاديث كفن حضرت سيد المرسلين ٦ خواهد آمد پس از اين اخبار متواتره ظاهر شد كه لنگ داخل كفن نيست و آن نيز بمنزله ران پنج است چنانكه در صحيحه ابن سنان تصريح به آن واقع شد و بهمان عبارت در فقه رضوى مذكور است و در موثقه عمار وارد شده است.

و محمولست بر ران پيچ يا به جاى ران پيچ يا ران پيچ ديگر است و چون نيكو تدبر نمائى خواهى دانست كه آن چه كرده‌اند بعضى از عدم تدبر ناشى شده است و جمعى كه بعد از ايشان آمدند اعتماد بر يافت گذشتگان كردند و خود تدبر ننمودند چون واجبست بيان حق گاهى بطول مى‌كشد و اللَّه تعالى يعلم.

[حضرت رسول ٦ را در سه جامه كفن كردند]

(و كفّن النّبي ٦ فى ثلاثة اثواب فى بردتين ظفريّتين من ثياب اليمن و ثوب كرسف و هو ثوب قطن)

و آن حضرت را ٦ كفن كردند در سه جامه كه دو جامه آن كه از شهر ظفار بافته بودند از شهرهاى يمن و در يك جامه پنبه و ظاهر آنست كه جامه پنبه را پيراهن آن حضرت كردند و دو سر تا سرى را برد كرده باشند و چون آن حضرت معصوم بود محتاج بران پيچ نبودند و هم چنين لنگ.

بدان كه آنفا گذشت در حديث صحيح از حضرت امام محمد باقر صلوات اللَّه عليه كه آن حضرت را كفن كردند در دو جامه صحارى عمانى سفيد و برد يمنى. و كلينى نيز از ابى اسامه چنين روايت كرده است.